غزل شمارهٔ 13

شاعر: عرفی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ارمرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
چرا خجل نکند چشم اشکبار مرا
1

چرا خجل نکند چشم اشکبار مرا

که آرزوی دل آورد در کنار مرا

2

به راه غشق نگیرم زشوق بال و پری

که نی پیاده شمارند نی سوار مرا

3

فغان ز نشأ ی دون همتی، کزین شادم

که هیچ کام نیارد به انتظار مرا

4

نه رام مردم اهلم نه صید مرشد شهر

نشسته ام که نسیمی کند شکار مرا

5

ز بیم فتنه ی شادی چو کودکان همه عمر

غمت گرفته در آغوش و در کنار مرا

6

میا به ملک عدم، آن چنان مکن عرفی

که بی غمی نشناسد در این دیار مرا

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور