غزل شمارهٔ 56
شاعر: جامی
Toggle stanza 1چه سود گریه خون چشم اشکبار مرا
11
چه سود گریه خون چشم اشکبار مرا
چو نیست هیچ اثر گریه های زار مرا
22
به رهگذار چو خاکم فتاد هان ای بخت
بدین طرف برسان نازنین سوار مرا
33
نمی برم ز غم این بار جان برای خدای
خبر برید ز من یار غمگسار مرا
44
گهی که خاک شوم قالبم به باد دهید
بود که جانب کویش برد غبار مرا
55
ببین خرابیم از عشق ای که داری یاد
به عهد عافیت آسوده روزگار مرا
66
به پیش زخم خدنگ تو ذکر مرهم رفت
ز تیر سخت تر آمد دل فگار مرا
77
میار باده که جامی خمار خود بشکن
که جز شراب لبت نشکند خمار مرا
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

