غزل شمارهٔ 44
Toggle stanza 1امید صلح از آن با شکیب ایوب است
11
امید صلح از آن با شکیب ایوب است
که دشمن آشتی انگیز و دوست محجوب است
22
همین عطیه به هر حال خوشدلم دارد
که هر چه رفت به عنوان خیر محسوب است
33
تهی بساطی این عهد بین که بی من و تو
زمانه نازکش و آفتاب محبوب است
44
نسیم پیرهن می برد از هوش ور نه
به رود نیل ز کنعان دو گام یعقوب است
55
خبر نیافته عرفی ز طبع نازک دوست
زبان بکش قلم این جا نه جای مکتوب است
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

