Toggle stanza 1
لب فروبستن ناصح گرهی بر باد است
1

لب فروبستن ناصح گرهی بر باد است

صد ره این بست و گشادم بر یاد است

2

گل حسن تو بود در همه جا فصل بهار

بلبل باغ نوا از همه غم آزاد است

3

آدمی را ز همه چیز نفس منتخب است

در نفس منتخب آن است که با فریاد است

4

عرفی ار توبه ز می کرد نماند محجوب

توبه ی رند خرابات شکست آباد است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور