غزل شمارهٔ 22

Toggle stanza 1
از تو نوشت و داد دل آرمیده را
1

از تو نوشت و داد دل آرمیده را

غم نامه های شسته و صد ره دریده را

2

شادم که در تپیدن خاصی فکنده ام

هر ذره از وجود دل آرمیده را

3

الماس ریزه کس نخرد در دیار عشق

کانجا به توتیا نبود صلح دیده را

4

آورده ام به کف سر زلفی که بر دلم

شب کرده صبح عافیتی نادمیده را

5

عرفی به زیر تیع مشو مضطرب که هست

اجری دگر ، شهیدِ به خون در تپیده را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور