غزل شمارهٔ 22
Toggle stanza 1از تو نوشت و داد دل آرمیده را
11
از تو نوشت و داد دل آرمیده را
غم نامه های شسته و صد ره دریده را
22
شادم که در تپیدن خاصی فکنده ام
هر ذره از وجود دل آرمیده را
33
الماس ریزه کس نخرد در دیار عشق
کانجا به توتیا نبود صلح دیده را
44
آورده ام به کف سر زلفی که بر دلم
شب کرده صبح عافیتی نادمیده را
55
عرفی به زیر تیع مشو مضطرب که هست
اجری دگر ، شهیدِ به خون در تپیده را
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

