غزل شمارهٔ 10

Toggle stanza 1
در باغ طبیعت بفشردیم قدم را
1

در باغ طبیعت بفشردیم قدم را

چیدیم و گذشتیم،گل شادی و غم را

2

نوبت به من افتاد، بگویید که دوران

آرایشی از نو بکند مسند جم را

3

در بحث دل و عشق تصرف نتوان کرد

در خون کشد این مساله برهان حکم را

4

الماس بود طعنه شنو از جگر ما

بیهوده به زهرآب مده تیغ ستم را

5

در روضه چو با این دهن تلخ بخندم

بس غوطه که در زهر دهم باغ ارم را

6

ما سجده بر سایه ی دیوار کنشتیم

از بی ادبان پرس حرم گاه صنم را

7

عرفی غم دل گر طلب جان کند از تو

زنهار بر افشان و مرنجان دل غم را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور