غزل شمارهٔ 10
Toggle stanza 1در باغ طبیعت بفشردیم قدم را
در باغ طبیعت بفشردیم قدم را
چیدیم و گذشتیم،گل شادی و غم را
نوبت به من افتاد، بگویید که دوران
آرایشی از نو بکند مسند جم را
در بحث دل و عشق تصرف نتوان کرد
در خون کشد این مساله برهان حکم را
الماس بود طعنه شنو از جگر ما
بیهوده به زهرآب مده تیغ ستم را
در روضه چو با این دهن تلخ بخندم
بس غوطه که در زهر دهم باغ ارم را
ما سجده بر سایه ی دیوار کنشتیم
از بی ادبان پرس حرم گاه صنم را
عرفی غم دل گر طلب جان کند از تو
زنهار بر افشان و مرنجان دل غم را
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ای چشم تو مهمیز جنون وحشیِ رم را
ابروی تو معراجِ دگر پایهٔ خم را
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 104
گریک نفس آیینهکنی نقش قدم را
بر خاک نشانی هوس ساغر جم را
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 106
از زخم زبان نیست گزیر اهل رقم را
بی چاک که دیده است گریبان قلم را؟
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 806
چندی به غلط بتکده کردیم حرم را
وقتست که از کعبه برآریم صنم را
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 1 - یک قصیده
ای داشته در سایه هم تیغ و قلم را
وی ساخته آرایش هم حلم و کرم را
UrfiQasideh-haشمارهٔ 2 - بنام خدا
اقبال کرم می گزد ارباب همم را
همت نخورد نیشتر لا و نعم را
UrfiQasideh-haشمارهٔ 3 - در ستایش حضرت رسول «ص»
Sources
Persian text source: Ganjoor

