غزل شمارهٔ 38
Toggle stanza 1نعره زد عشق دین ما بگریخت
11
نعره زد عشق دین ما بگریخت
کفر نیز از کمین ما بگریخت
22
بسکه شد ابر گریه آتشبار
تخم عیش از زمین ما بگریخت
33
در دم نزع یار غم گردیم
نفس واپسین ما بگریخت
44
باز کردیم دیده بر رخ دوست
نگه شرمگین ما بگریخت
55
زآتش دل چراغ بر کردیم
سایه از همنشین ما بگریخت
66
شوق دیدار حمله ای آورد
ادب از آستین ما بگریخت
77
دستی از آستین برون کردیم
نام آز از نگین ما بگریخت
88
دست عرفی نقاب راز گشود
خرد تیزبین ما بگریخت
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

