Toggle stanza 1
صد فوج عشوه از نظر من گذشته است
1

صد فوج عشوه از نظر من گذشته است

تا شهسوار عشوه گر من گذشته است

2

چون نگذرد به جور که از راه تجربه

بر ناله های بی اثر من گذشته است

3

بیچاره عافیت که ز وی تا بریده ام

عمرش به جستن خبر من گذشته است

4

شادی به دستگیری من آمد، مرا نیافت

صد تیره آب غم ز سر من گذشته است

5

هر جا که بگذرم به طلب نقش پای غم

کان فتنه خوی بر اثر من گذشته است

6

عرفی ببزم قدس بر آن نظم گوهرش

کانجا حکایت از نظر من گذشته است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور