Toggle stanza 1
نزدیک لب رسانده شکستیم جام صلح
1

نزدیک لب رسانده شکستیم جام صلح

دشمن غیور بود نبردیم نام صلح

2

ناکرده صلح چشم نمودی و این سزاست

آن را که اعتماد کند بر دوام صلح

3

دیری است که از زیارت ما بهره مند نیست

بت خانه ی عداوت و بیت الحرام صلح

4

آنان که حسن و عشق موافق شناختند

بر جنگ لایزال نهادند نام صلح

5

از شوق می تپید و ز بیم تو عمرها

مرغ دل رمیده نمی گشت رام صلح

6

ای دور باش غمزه رهم ده که بهر شوق

گیرم ز التفات نهانش پیام صلح

7

عرفی تمام عمر ستم دید و صبر کرد

هرگز نیافت مرغ تلافی به دام صلح

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور