غزل شمارهٔ 158
Toggle stanza 1ای دل طمع مدار که بی غم گذارمت
11
ای دل طمع مدار که بی غم گذارمت
وین هم قبول کن که به جان دوست دارمت
22
تاراج عافیت نبود کار دوستان
وبن هم ز دوستی است که دشمن شمارمت
33
صد ره شکسته ای دلم از جور، هیچ گاه
نگشوده ای نقاب که معذور دارمت
44
عرفی ز آه و ناله خموشی ، دگر بیا
تا زخم های سینه به ناخن بکارمت
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

