غزل شمارهٔ 170
Toggle stanza 1چون عشق بت ز کعبه به دیرم حواله کرد
11
چون عشق بت ز کعبه به دیرم حواله کرد
تسبیح شکر گو شد و ناقوس ناله کرد
22
بر آستان دیر نهادیم روی گرم
هر ذره صد معامله با روی لاله کرد
33
آب حیات چون طلبد کس، که بخت ما
این زهر هم به خون جگر در پیاله کرد
44
مجموعه ساز عشق الم نامه ی مرا
نا خوانده برد، خاتمه ی صد رساله کرد
55
تیغی که تافت رو ز جگر گوشه ی خلیل
امروز عشق بر سر عرفی حواله کرد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

