صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. اصناف
  2. »غزل
  3. »صائب / دیوان اشعار

صنف کے تحت کتاب

صنفِ غزل میں صائب کی کتاب دیوان اشعار

یہ صفحہ صرف صنفِ غزل کے تحت آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔

6962 نظمیں

نظمیں

صنفِ غزل میں صائب کی کتاب دیوان اشعار

  1. زندہ رود
  2. »اصناف
  3. »غزل
  4. »صائب / دیوان اشعار

غزل شمارهٔ 6833–دل چون شیشه خود گر تهی از باده کنی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6833

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6834–تا تو چون شانه دل چاک مهیا نکنی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6834

12 اشعار

غزل شمارهٔ 6835–از خودی چشم بپوشان اگر اهل دینی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6835

6 اشعار

غزل شمارهٔ 6836–چند چون چشم هوسناک به هر سو بینی؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6836

11 اشعار

غزل شمارهٔ 6837–چه به هر سوی چو کوران به عصا می بینی؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6837

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6838–خاک شو خاک ازان پیش که بر باد روی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6838

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6839–به خبر چند تسلی ز رخ یار شوی؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6839

13 اشعار

غزل شمارهٔ 6840–غنچه را راه در آن چاک گریبان ندهی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6840

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6841–بی حجابانه به آغوش کجا می آیی؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6841

25 اشعار

غزل شمارهٔ 6842–رخ برافروخته دیگر به نظر می‌آیی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6842

20 اشعار

غزل شمارهٔ 6843–عیش فرش است در آن محفل روح افزایی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6843

12 اشعار

غزل شمارهٔ 6844–باش در ذکر خدا دایم اگر جویایی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6844

7 اشعار

غزل شمارهٔ 6845–بهار گشت ز خود عارفانه بیرون آی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6845

آڈیو
17 اشعار

غزل شمارهٔ 6846–مباش معجب و خودبین که در بلا افتی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6846

14 اشعار

غزل شمارهٔ 6847–تو تا ز هستی خود بی خبر نمی افتی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6847

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6848–ز خط سیه رخ چون لاله زار خود کردی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6848

13 اشعار

غزل شمارهٔ 6849–اگر مقید کسب هوا نمی گردی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6849

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6850–دل مرا به نگاهی ز من برآوردی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6850

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6851–هزار عقد محبت به این و آن بندی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6851

6 اشعار

غزل شمارهٔ 6852–اگر سرای جهان در خور سزا بودی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6852

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6853–اگر نسیم سحرگاه مهربان بودی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6853

13 اشعار

غزل شمارهٔ 6854–غم دو دیده پر خون ما کجا داری؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6854

7 اشعار

غزل شمارهٔ 6855–ز برگریز، دل بی قرار ازان داری

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6855

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6856–دگر چه شد که به عشاق سرگران بودی؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6856

14 اشعار

غزل شمارهٔ 6857–هزار حیف که از رهگذار بی بصری

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6857

13 اشعار

غزل شمارهٔ 6858–درین حدیقه پر میوه تا جگر نخوری

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6858

14 اشعار

غزل شمارهٔ 6859–دگر چه شد که ز حالم خبر نمی گیری

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6859

11 اشعار

غزل شمارهٔ 6860–مآل تیغ زبان نیست غیر سربازی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6860

13 اشعار

غزل شمارهٔ 6861–اگر به جسم درین تیره خاکدان باشی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6861

11 اشعار

غزل شمارهٔ 6862–کجاست دولت آنم که یار من باشی؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6862

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6863–قدم برون مگذار از حصار خاموشی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6863

21 اشعار

غزل شمارهٔ 6864–اگر چه هست به ظاهر خراب درویشی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6864

11 اشعار

غزل شمارهٔ 6865–قرار گیر به دارالقرار درویشی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6865

12 اشعار

غزل شمارهٔ 6867–قدم برون مگذار از سرای درویشی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6867

26 اشعار

غزل شمارهٔ 6868–ازان همیشه بود تازه روی درویشی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6868

15 اشعار

غزل شمارهٔ 6869–ز عشق شد همه غم های بی شمار یکی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6869

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6870–گذشت عمر و تو مست شراب گلرنگی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6870

15 اشعار

غزل شمارهٔ 6871–ز ماه رنگ نبازد کتان بیرنگی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6871

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6872–نیی که جیب و کنار از شکر کند خالی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6872

12 اشعار

غزل شمارهٔ 6873–زبان شکوه اگر همچو خار داشتمی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6873

14 اشعار

غزل شمارهٔ 6874–تو قدر درد و غم جاودان چه می دانی؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6874

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6875–مکش چو تنگدلان آه از پریشانی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6875

13 اشعار

غزل شمارهٔ 6876–ز من مدار توقع سخن از انجمنی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6876

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6877–چه خون که در جگر ماه و آفتاب کنی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6877

15 اشعار

غزل شمارهٔ 6878–به محفلی که رخ از باده لاله زار کنی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6878

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6879–بر این مباش که خون در دل نیاز کنی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6879

5 اشعار

غزل شمارهٔ 6880–چرا به سلسله زلف او نظر نکنی؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6880

26 اشعار

غزل شمارهٔ 6881–برون نیامده از خویشتن سفر نکنی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6881

11 اشعار

غزل شمارهٔ 6882–صفای وقت درین خاکدان چه می خواهی؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6882

11 اشعار

غزل شمارهٔ 6883–دل عزیز به این تیره خاکدان چه دهی؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6883

12 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. 136
  6. 137
  7. 138
  8. ...
  9. 140
پچھلا صفحہاگلا صفحہ