صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. اصناف
  2. »غزل
  3. »صائب / دیوان اشعار

صنف کے تحت کتاب

صنفِ غزل میں صائب کی کتاب دیوان اشعار

یہ صفحہ صرف صنفِ غزل کے تحت آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔

6962 نظمیں

نظمیں

صنفِ غزل میں صائب کی کتاب دیوان اشعار

  1. زندہ رود
  2. »اصناف
  3. »غزل
  4. »صائب / دیوان اشعار

غزل شمارهٔ 6783–درون دل بود یار از جهان گل چه می‌خواهی؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6783

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6784–به ظاهر گر به چشمم ای سمن سیما نمی آیی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6784

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6785–چرا هرگز به سر وقت من بیدل نمی آیی؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6785

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6786–چرا از سینه ای آه سحر بیرون نمی آیی؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6786

18 اشعار

غزل شمارهٔ 6787–نمی باید ترا مشاطه ای بهر خودآرایی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6787

15 اشعار

غزل شمارهٔ 6788–ز خوبان قامت جانان علم باشد به یکتایی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6788

13 اشعار

غزل شمارهٔ 6789–شنیدم بلبل خود را ستایش کرده ای جایی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6789

5 اشعار

غزل شمارهٔ 6790–مرا افکنده رخسار عرقناکش به دریایی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6790

15 اشعار

غزل شمارهٔ 6791–که غیر از سنگ طفلان می کند دیوانه آرایی؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6791

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6792–به توحید خدا همچون الف گویاست تنهایی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6792

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6793–ندارم یاد خود را فارغ از عشق بلاجویی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6793

12 اشعار

غزل شمارهٔ 6794–چهره را صیقلی از آتشِ می ساخته‌ای

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6794

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6795–تا ز رخسار چو مه پرده برانداخته‌ای

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6795

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6796–تا رخ از باده گلرنگ برافروخته‌ای

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6796

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6797–روی دل با همه کس در همه جا داشته ای

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6797

11 اشعار

غزل شمارهٔ 6798–دست اگر در کمر راهبر دل زده ای

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6798

13 اشعار

غزل شمارهٔ 6799–طعمه مور شوی گرچه سلیمان شده‌ای

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6799

16 اشعار

غزل شمارهٔ 6800–شوخ و میخواره و شبگرد و غزلخوان شده ای

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6800

آڈیو
15 اشعار

غزل شمارهٔ 6801–در کدامین چمن ای سرو به بار آمده‌ای؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6801

آڈیو
8 اشعار

غزل شمارهٔ 6802–دلربایانه دگر بر سر ناز آمده‌ای

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6802

آڈیو
11 اشعار

غزل شمارهٔ 6803–ای که از بی‌بصران راه خدا می‌طلبی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6803

آڈیو
19 اشعار

غزل شمارهٔ 6804–نی خود را بشکن گر شکری می طلبی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6804

آڈیو
12 اشعار

غزل شمارهٔ 6805–می گزد راحتم ای خار مغیلان مددی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6805

آڈیو
12 اشعار

غزل شمارهٔ 6806–چه ثمر می‌دهد آن دل که نه آبش کردی؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6806

12 اشعار

غزل شمارهٔ 6807–نیست چون صبح ترا جز نفس معدودی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6807

5 اشعار

غزل شمارهٔ 6808–عیب صاحب هنران چند به بازار آری؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6808

15 اشعار

غزل شمارهٔ 6809–اگر از موج خطر چشم به ساحل داری

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6809

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6810–پرده بردار ز رخسار که دیدن داری

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6810

7 اشعار

غزل شمارهٔ 6811–رخصت بوسه اگر از لب جامی داری

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6811

11 اشعار

غزل شمارهٔ 6812–هر کس از اهل نظر را به بیانی داری

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6812

12 اشعار

غزل شمارهٔ 6813–کوش تا دل به تماشای جهان نگذاری

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6813

16 اشعار

غزل شمارهٔ 6814–بیخبر شو ز جهان گر خبری می گیری

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6814

5 اشعار

غزل شمارهٔ 6815–تا کی از خواب گران پرده دولت سازی؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6815

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6816–چه بر این آتش هستی چو دخان می لرزی؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6816

17 اشعار

غزل شمارهٔ 6817–نیست پروای بهارم، من و کنج قفسی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6817

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6818–بوسه از کنج لب یار نخورده است کسی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6818

7 اشعار

غزل شمارهٔ 6819–در سر مرده دلان شور ندیده است کسی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6819

11 اشعار

غزل شمارهٔ 6820–غوطه در خاک زند دل ز گریبان کسی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6820

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6821–خارخاری به دل افتاده ز مژگان کسی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6821

11 اشعار

غزل شمارهٔ 6822–آنچه من یافتم از چهره زیبای کسی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6822

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6823–نه چنان دانه دل سوخت ز سودای کسی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6823

12 اشعار

غزل شمارهٔ 6824–چند در فکر سرا و غم منزل باشی؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6824

13 اشعار

غزل شمارهٔ 6825–سینه باغی است که گلشن شود از خاموشی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6825

15 اشعار

غزل شمارهٔ 6826–سوختی در عرق شرم و حیا ای ساقی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6826

آڈیو
12 اشعار

غزل شمارهٔ 6827–قطره را بحر نماید سفر یکرنگی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6827

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6828–می وصل تو به کم حوصله ها ارزانی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6828

7 اشعار

غزل شمارهٔ 6829–دل نبندند عزیزان جهان در وطنی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6829

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6830–چه شود گر به پیامی دل من شاد کنی؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6830

7 اشعار

غزل شمارهٔ 6831–تا کی اندیشه این عالم پرشور کنی؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6831

11 اشعار

غزل شمارهٔ 6832–از سر صدق اگر سینه خود چاک کنی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6832

12 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. 135
  6. 136
  7. 137
  8. ...
  9. 140
پچھلا صفحہاگلا صفحہ