صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6803غزل شمارهٔ 6803شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: امیطلبیصنف: غزلصداکار: زهرا ذوالقدرآڈیوزهرا ذوالقدرخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوزهرا ذوالقدرخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای که از بیبصران راه خدا میطلبیچشم بگشای که از کور عصا میطلبی22نقل کریںای که داری طمع وقت خوش از عالم خاکنور از ظلمت و از درد صفا میطلبی33نقل کریںای که داری طمع مهر و وفا از خوبانپاکبازی ز حریفان دغا میطلبی44نقل کریںکردی انفاس گرامی همه در باطل صرفهمچنان زندگی از حق به دعا میطلبی55نقل کریںبه تو نااهل ز الوان نعم بیخواهشچه ندادند که دیگر ز خدا میطلبی؟66نقل کریںآسمان است ترا ضامن روزی، وز حرصرزق خود را تو ز هر در چو گدا میطلبی77نقل کریںاز دل زنده توان هستی جاویدان یافتدر سیاهی تو همان آب بقا میطلبی88نقل کریںهست درمان تو با درد مدارا کردندرد خود را ز طبیبان تو دوا میطلبی99نقل کریںنرسد دولت دیدار به روشنگهرانتو به این دیدهٔ آلوده لقا میطلبی1010نقل کریںنیست چون ریگ روان نرم روان را آوازتو ازین قافله آواز درا میطلبی1111نقل کریںنتوان راه به حق برد ز صحراگردیپا به دامن کش اگر راه خدا میطلبی1212نقل کریںپاک کن روزنه دیده خود را ز غباراگر از چشمه خورشید ضیا میطلبی1313نقل کریںاستخوانی به دوصد خون جگر مییابدچه سعادت ز پر و بال هما میطلبی؟1414نقل کریںنفس گرم کند غنچهٔ دل را خندانتو گشایش ز دم سرد صبا میطلبی1515نقل کریںچون نبندند به روی تو در فیض، که توهمه چیز از همه کس در همه جا میطلبی1616نقل کریںبا دل پر هوس از آه اثر داری چشمپایبوس هدف از تیر خطا میطلبی1717نقل کریںکردهاند از در خود دور چو سگ از مسجددولتی را که ز مردان خدا میطلبی1818نقل کریںکعبه رعناتر ازان است که محجوب شودتو ز کوتهنظری قبلهنما میطلبی1919نقل کریںچون ز دیوان رساننده روزی صائبمیرسد رزق تو بیخواست، چرا میطلبی؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدلربایانه دگر بر سر ناز آمدهایاز دل من چه به جا مانده که باز آمدهایصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6802اگلی نظمنی خود را بشکن گر شکری می طلبیبرگ از خود بفشان گر ثمری می طلبیصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6804◆آڈیوصداکار منتخب کریںزهرا ذوالقدرآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدلربایانه دگر بر سر ناز آمدهایاز دل من چه به جا مانده که باز آمدهایصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6802
اگلی نظمنی خود را بشکن گر شکری می طلبیبرگ از خود بفشان گر ثمری می طلبیصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6804