Section
Ghazaliyat
Poems
غزل شمارهٔ 451میا غمزه زنان بیرون که هویی در جهان افتد
12 couplets
غزل شمارهٔ 452به روی چون گلت هر گه که این چشم ترم افتد
7 couplets
غزل شمارهٔ 453چو زلفش فتنه شد بر جان، دلم آباد کی ماند
7 couplets
غزل شمارهٔ 454مهش گویم، و لیکن مه سخن گفتن نمی داند
5 couplets
غزل شمارهٔ 455چه پوشی پرده بر رویی که آن پنهان نمیماند
7 couplets
غزل شمارهٔ 456زهی از درد خود یک چشم را بینم نمی بیند
8 couplets
غزل شمارهٔ 457بت محمل نشین من مگر حالم نمی داند
9 couplets
غزل شمارهٔ 458چو جان عاشقان آن ماه را سلطان و خان سازد
8 couplets
غزل شمارهٔ 459دمی نبود که آن غمزه جهانی خون نمی سازد
7 couplets
غزل شمارهٔ 460زمانی نیست کز دست تو جان من نمیسوزد
9 couplets
غزل شمارهٔ 461همه مستی خلق از ساغر و پیمانه میخیزد
9 couplets
غزل شمارهٔ 462هوایی می رسد کز سر گریبان چاک خواهم زد
8 couplets
غزل شمارهٔ 463دلت هر لحظه میگردد کجا روی وفا روید؟
8 couplets
غزل شمارهٔ 464مشو پنهان برون آ، عالمی را جان بیاساید
9 couplets
غزل شمارهٔ 465رخی داری که وصف آن به خاطر درنمیگنجد
8 couplets
غزل شمارهٔ 466چو ترک مست من هر لحظه ای سوی دگر غلتد
7 couplets
غزل شمارهٔ 467چه خوش صبحی دمید امشب مرا از روی یار خود
10 couplets
غزل شمارهٔ 468دروغ و راستی کان غمزه غماز پیوندد
7 couplets
غزل شمارهٔ 469بتی کو هر دمم دشنامهای شکرین بخشد
7 couplets
غزل شمارهٔ 470دلم برون شد از غمت، غمت ز دل برون نشد
6 couplets
غزل شمارهٔ 471دل باز به جوش آمد، جانان که می آید
8 couplets
غزل شمارهٔ 472ما را تو صنم باشی، دیگر به چه کار آید
8 couplets
غزل شمارهٔ 473شمع من اگر یک شب از خانه برون آید
7 couplets
غزل شمارهٔ 474از شیفتگان چون من، سر باز برون ناید
8 couplets
غزل شمارهٔ 475گفتم که ترا آخر دل خانه نمی یابد
7 couplets
غزل شمارهٔ 476آن دل به چه کار آید کان خانه تو نبود
7 couplets
غزل شمارهٔ 477چشمت گهی از غمزه هشیار نخواهد شد
6 couplets
غزل شمارهٔ 478آن را که سر و کاری با چون تو نگار افتد
7 couplets
غزل شمارهٔ 479دردا که دگر ما را آن یار نمی پرسد
5 couplets
غزل شمارهٔ 480ماهی که به سوی خود صد دل نگران بیند
8 couplets
غزل شمارهٔ 481چون بهر خرامیدن بارم ز زمین خیزد
9 couplets
غزل شمارهٔ 482دولت نه به زور است و به زاری چه توان کرد
7 couplets
غزل شمارهٔ 483حاصل اگر از زلف تو یک بار توان کرد
7 couplets
غزل شمارهٔ 484تا غمزه خون ریز تو قصد دل ما کرد
7 couplets
غزل شمارهٔ 485زلفین تو سرگشته چو باد سحرم کرد
7 couplets
غزل شمارهٔ 486یک دل به سر کوی تو آباد نیابند
9 couplets
غزل شمارهٔ 487عشاق حیات از لب خندان تو یابند
10 couplets
غزل شمارهٔ 488شب دلشدگان دیده بیدار نبندند
7 couplets
غزل شمارهٔ 489صد جان به یکی دانگ به بازار فروشند
7 couplets
غزل شمارهٔ 490من بنده آن روی که دیدن نگذارند
9 couplets
غزل شمارهٔ 491ماییم درون سوخته، بیرون شده ای چند
5 couplets
غزل شمارهٔ 492ای کز رخ تو دیده، همه جان و جهان دید
5 couplets
غزل شمارهٔ 493هندوی مرا کشتن ترکانه ببیند
6 couplets
غزل شمارهٔ 494باد آمد و بویی زنگارم نرسانید
9 couplets
غزل شمارهٔ 495بویی ز سر زلف نگارین به من آرید
5 couplets
غزل شمارهٔ 496باد آمد و زان سرو خرامان خبر آورد
11 couplets
غزل شمارهٔ 497یک خنده بزن، زان لب لعل شکرآلود
7 couplets
غزل شمارهٔ 498ای هم نفسان، یک نفسم باز گذارید
7 couplets
غزل شمارهٔ 499دل رفت به سوی تو، همان سوی که شد ماند
7 couplets
غزل شمارهٔ 500ای زلف تو دام دل دانا و خردمند
9 couplets

