Toggle stanza 1
شمع من اگر یک شب از خانه برون آید
1

شمع من اگر یک شب از خانه برون آید

از هر طرفی صد جان پروانه برون آید

2

صد جامه قبا گردد از هر طرفی، چون او

کژ کرده کلاه از سر مستانه برون آید

3

من بی خبر و طفلان سنگی به کف از هر سو

شسته به کمین تا کی دیوانه برون آید

4

فریاد که از یاری عمری به جفا باشم

چون گاه وفا باشد بیگانه برون آید

5

هر روز بری جویم از بخت، محال است این

خوشه ز پی شش ماه از دانه برون آید

6

گر وجه قرار من هست از رخ تو مردن

وه کز خط تو ناگه پروانه برون آید

7

در کشتن خود یارم، من از تو چه غم دارم؟

گر جان ز پی خسرو خصمانه برون آید

Sources

Persian text source: Ganjoor