غزل شمارهٔ 474
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Metre: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
Rhyme: ازبرونناید
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1از شیفتگان چون من، سر باز برون ناید
11
از شیفتگان چون من، سر باز برون ناید
از سیمبران چون تو، طناز برون ناید
22
یکبار تو را دیدم جان شده باز آمد
از دیده مشویک سو، تا باز برون ناید
33
تو حال دلم پرسی، من در رخ تو حیران
خواهم که سخن گویم، آواز برون ناید
44
گفتی که شدی رسوا، سهل است، به یک بوسه
بر بند دهانم را تا راز برون ناید
55
خود کیست، نمی دانی آن شوخ که پیوسته
در سینه درون باشد، از ناز برون ناید
66
خط تو معاذالله حقا که عجب دارم
کز جان من مسکین زاغاز برون ناید
77
دیوانه خوبان را عیار نگیرد کس
تا در قدم اول جانباز برون ناید
88
از بس که فراوان زد دستان غمش خسرو
ناله هم ازو زین پس ناساز برون ناید
Sources
Persian text source: Ganjoor

