Toggle stanza 1
از شیفتگان چون من، سر باز برون ناید
1

از شیفتگان چون من، سر باز برون ناید

از سیمبران چون تو، طناز برون ناید

2

یکبار تو را دیدم جان شده باز آمد

از دیده مشویک سو، تا باز برون ناید

3

تو حال دلم پرسی، من در رخ تو حیران

خواهم که سخن گویم، آواز برون ناید

4

گفتی که شدی رسوا، سهل است، به یک بوسه

بر بند دهانم را تا راز برون ناید

5

خود کیست، نمی دانی آن شوخ که پیوسته

در سینه درون باشد، از ناز برون ناید

6

خط تو معاذالله حقا که عجب دارم

کز جان من مسکین زاغاز برون ناید

7

دیوانه خوبان را عیار نگیرد کس

تا در قدم اول جانباز برون ناید

8

از بس که فراوان زد دستان غمش خسرو

ناله هم ازو زین پس ناساز برون ناید

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 474 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood