Toggle stanza 1
آن دل به چه کار آید کان خانه تو نبود
1

آن دل به چه کار آید کان خانه تو نبود

وان موی چه بندد دل، گر شانه تو نبود

2

آنکو سر تو دارد، پس از سر خود ترسد

دیوانه خود باشد، دیوانه تو نبود

3

خواب اجلم گیرد از غایت بیخوابی

گر مونس من هر شب افسانه تو نبود

4

محروم ترین مرغم، خال لب خود بنما

حسرت نخورم باری، گر دانه تو نبود

5

از سینه برون کردم آتش زده جان خود

تا سوخته دردی همخانه تو نبود

6

از شعله چه ترسانی، ای شمع دل، ار جانم

دوزخ نکند لقمه، پروانه تو نبود

7

دیوانه بقا ندهد ده روزه برات جان

گر خسرو مسکین را پروانه تو نبود

Sources

Persian text source: Ganjoor