غزل شمارهٔ 490
Toggle stanza 1من بنده آن روی که دیدن نگذارند
11
من بنده آن روی که دیدن نگذارند
دیوانه زلفی که کشیدن نگذارند
22
از تشنگیم شعله زنان سینه و از دور
شربت بنمایند و چشیدن نگذارند
33
چون زیستنی نیستم، ار بینم و ار نی
ای دوست، چه وقت است که دیدن نگذارند؟
44
صد دیده و دل منتظر تیر تو، فریاد
کش با من بیچاره رسیدن نگذارند
55
یارب، چه عذابی ست برین مرغ گرفتار؟
بسمل نپسندند و پریدن نگذارند
66
گفتم سخنی بشنوم و جان دهم اکنون
محروم بمیرم، چو شنیدن نگذارند؟
77
صد چاک شده سینه و صد پاره شده دل
این بی خبران جامه دریدن نگذارند
88
امروز صبا از جگرم بوی گرفته ست
زنهار کزان سوش وزیدن نگذارند
99
صد خار جفا خورد ز هجران تو خسرو
آه، ار گلی از روی تو چیدن نگذارند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

