باب

غزلیات

نظمیں

غزل شمارهٔ 3301شوق من سرکشی از زلف معنبر دارد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3302سخنی کز دل بیتاب بود پردارد

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3303عشق صد لخت جگر بر مژه تر دارد

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3304می کجا مهر حجاب از لب ما بردارد؟

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3305حسن در خانه زین جلوه دیگر دارد

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3306رهرو عشق کی اندیشه منزل دارد؟

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3307خصم را عقل مقید به تحمل دارد

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3308در خور مزد فلک کار به آدم دارد

15 اشعار

غزل شمارهٔ 3309بحر هر چند به بر همچو حبابم دارد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 3310دل عاشق چه غم از شورش دوران دارد؟

14 اشعار

غزل شمارهٔ 3311رهرو عشق چه پروای مغیلان دارد؟

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3312تشنگان حال جگر سوختگان می دانند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 3313سالک امید نجات از دل روشن دارد

14 اشعار

غزل شمارهٔ 3314از بتان شسته عذاری که حجابی دارد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 3315لب لعل تو اگر جام شرابی دارد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 3316هر که چون زانوی خود آینه داری دارد

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3317هر که رخساره آیینه گدازی دارد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 3318حسن نو خط تو سرمایه نازی دارد

6 اشعار

غزل شمارهٔ 3319گوشه گیری که لب نان حلالی دارد

18 اشعار

غزل شمارهٔ 3320هر کف خاک ز احسان تو جانی دارد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3321نرگس از دور به آن چشم نگاهی دارد

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3322ذره‌ام چشم به خورشید لقایی دارد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 3323جام می چهره اندیشه نمایی دارد

13 اشعار

غزل شمارهٔ 3324دل آگاه ز تن فکر رهایی دارد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 3325پاس اندوه دل تنگ نگه می دارد

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3326نه همین فکر مرا روز به من نگذارد

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3327دل و دین و خرد و هوش مرا صهبا برد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 3328سرو را شیوه رفتار تو از جا ببرد

5 اشعار

غزل شمارهٔ 3329دل محال است ز ما عشوه دنیا ببرد

13 اشعار

غزل شمارهٔ 3330هر که آیینه به روشنگر ساغر ببرد

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3331صائب این بار به صد دست نگه خواهم داشت

4 اشعار

غزل شمارهٔ 3332هر که چون غنچه سر خود به گریبان نبرد

13 اشعار

غزل شمارهٔ 3333جان کس از دیدن آن سیب زنخدان نبرد

13 اشعار

غزل شمارهٔ 3334از سری جوی سعادت که ز دولت گذرد

14 اشعار

غزل شمارهٔ 3335زخم عشاق محال است ز خنجر گذرد

6 اشعار

غزل شمارهٔ 3336چه عجب تیر خدنگ تو گر از دل گذرد؟

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3337هر کجا قصه آن طره و کاکل گذرد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3338کلفت از مردم آزاده شتابان گذرد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 3339روز و شب بر من مهجور به تلخی گذرد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3340پای بر چرخ نهد هرکه ز سر می‌گذرد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 3341روزگار طرب و نوبت غم می گذرد

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3342از میان تیغ برآور که زمان می‌گذرد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 3343کعبه از کوی تو لبیک‌زنان می‌گذرد

5 اشعار

غزل شمارهٔ 3344غنچه راز مرا آه به ناخن وا کرد

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3345دولت از دیده بیدار طلب باید کرد

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3346خویش را پیشتر از مرگ خبر باید کرد

17 اشعار

غزل شمارهٔ 3347ای دل از دشمن خاموش حذر باید کرد

6 اشعار

غزل شمارهٔ 3348نوبهارست سرانجام زری باید کرد

14 اشعار

غزل شمارهٔ 3349دل چون آینه را تار نمی باید کرد

15 اشعار

غزل شمارهٔ 3350روی آیینه دل تار نمی باید کرد

12 اشعار