غزل شمارهٔ 3344
شاعر: صائب
Toggle stanza 1غنچه راز مرا آه به ناخن وا کرد
11
غنچه راز مرا آه به ناخن وا کرد
خنده چاک، گریبان مرا رسوا کرد
22
زخم از پهلوی من طرف نمایان بربست
داغ در سینه من چشم تماشا وا کرد
33
گریه تلخ مرا خنده او شیرین ساخت
شعله آه مرا قامت او رعنا کرد
44
شعله حسن، جگر سوخته ای می طلبید
عشق در هر دو جهان گشت و مرا پیدا کرد
55
ببر ای باد صبا مژده به طفلان هوس
که در باغ نوی سبزه خطش وا کرد
66
برو ای زورق بی ظرف حباب از سر اشک
موج لنگر نتوانست درین دریا کرد
77
در هواداری آن زلف کم از شانه مباش
که سر خود همه را در سر این سودا کرد
88
صائب این تازه غزل را ز تو هرکس که شنید
از سویداش به مجموعه دل انشا کرد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

