غزل شمارهٔ 3307
شاعر: صائب
Toggle stanza 1خصم را عقل مقید به تحمل دارد
11
خصم را عقل مقید به تحمل دارد
سیل را ریگ مسخر به تنزل دارد
22
از ثبات قدم ما دل تیغ آب شود
سیل در بادیه ما خطر از پل دارد
33
بس که چشمم ز پریشان نظری ترسیده است
نخورم آب ازان چشمه که سنبل دارد
44
حیرت روی تو از هوش چمن را برده است
شبنم آیینه به پیش نفس گل دارد
55
چمن آرا چه خیال است که بیند در خواب
غنچه آن گوشه چشمی که به بلبل دارد
66
چرخ را شورش سودای من از جا برداشت
طاقت سیل گرانسنگ کجا پل دارد؟
77
صائب این تازه غزل آن غزل شاپورست
که گران می رود آن کس که توکل دارد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

