غزل شمارهٔ 3321
Toggle stanza 1نرگس از دور به آن چشم نگاهی دارد
11
نرگس از دور به آن چشم نگاهی دارد
وقت گل خوش که عجب طرف کلاهی دارد
22
سر سودازدگان را سبک از جای مگیر
کاین کدو چون خم می پشت و پناهی دارد
33
دست ارباب دعا را مکن از دولت دور
کاین چراغی است که از دست پناهی دارد
44
برق تازان به صف خرمن ما می آید
هر که در سینه گمان شعله آهی دارد
55
صید بیمار گرفتن ز جوانمردی نیست
ور نه بر چشم تو دل حق نگاهی دارد
66
تار و پود نفس ما ز نظام افتاده است
داغ شمعیم که سر رشته آهی دارد
77
کعبه هر چند که در مد نظر افتاده است
هر که را می نگری چشم به راهی دارد
88
صائب از چشم سخنساز ندارد ذوقی
گرد آن چشم که رم کرده نگاهی دارد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

