غزلیات

عرفی

غزل شمارهٔ 401از یاد برده ام روش مهر و کین خویش

6 اشعار

غزل شمارهٔ 402جان می رود ای اشک ز دنباله روان باش

5 اشعار

غزل شمارهٔ 403هر که از خون ریز من آلوده گردد دامنش

7 اشعار

غزل شمارهٔ 404گر چشانی به ملک چاشنی صحبت خویش

7 اشعار

غزل شمارهٔ 405در دل شکنی آفت صرف است نگاهش

7 اشعار

غزل شمارهٔ 406رفتم که بشکنم به ملامت سبوی خویش

6 اشعار

غزل شمارهٔ 407از بس که بود جان، دم رفتن نگرانش

7 اشعار

غزل شمارهٔ 408از سخن شهد ناب می چکدش

6 اشعار

غزل شمارهٔ 409به عمرها ننهم پا برون ز خانهٔ خویش

6 اشعار

غزل شمارهٔ 410دلی دارم که می جوشد ز هر مو چشمهٔ خونش

7 اشعار

غزل شمارهٔ 411چو تیر از دل کشم کو شربتی از لعل خندانش

7 اشعار

غزل شمارهٔ 412صنم می‌گوی و در بتخانه می‌رقص

7 اشعار

غزل شمارهٔ 413فصل بهار است و شُکر نسیم بهار فرض

9 اشعار

غزل شمارهٔ 414گر بگویم ز نظر یار نهان است، غلط

6 اشعار

غزل شمارهٔ 415اگر تو خنده کنی از گل و شراب چه حظ

9 اشعار

غزل شمارهٔ 416باز این منم به صد دل خشنود در سماع

7 اشعار

غزل شمارهٔ 417چنین که آمده منظور لطف شاه چراغ

8 اشعار

غزل شمارهٔ 418باز به میدان ما، فوج بلا بسته صف

7 اشعار

غزل شمارهٔ 419غم می‌گزد لب من، من می‌گزم لب عشق

6 اشعار

غزل شمارهٔ 420این زخم های کاری، بر مغز جان مبارک

8 اشعار

غزل شمارهٔ 421صد مُهر می نهم به لب گفت و گوی دل

6 اشعار

غزل شمارهٔ 422دردی که به افسانه و افسون رود از دل

5 اشعار

غزل شمارهٔ 423تنها نشین گوشهٔ غمخانهٔ خودیم

8 اشعار

غزل شمارهٔ 424همت ای یاران که در دفع هوس رو می کنم

6 اشعار

غزل شمارهٔ 425ما گریبان دل از گل های غم پر کرده ایم

5 اشعار

غزل شمارهٔ 426کعبه بی ذوق است و یاران را وداعی می کنیم

5 اشعار

غزل شمارهٔ 427آن شکارم کز بر تیر سنان می رویدم

8 اشعار

غزل شمارهٔ 428منم که پارهٔ دل در دهان غم دارم

8 اشعار

غزل شمارهٔ 429بیا ای درد کز راحت رمیدن آرزو دارم

7 اشعار

غزل شمارهٔ 430رفتیم و با غمت دل پر خون گذاشتیم

6 اشعار

غزل شمارهٔ 431منم که بهر دل اسباب داغ می دزدم

5 اشعار

غزل شمارهٔ 432ما دست دل ز چشمهٔ بهبود شسته ایم

5 اشعار

غزل شمارهٔ 433از بس که روی گرم به هر سو گذاشتیم

6 اشعار

غزل شمارهٔ 434از مردن دشوار من است آن مژه پر نم

7 اشعار

غزل شمارهٔ 435از دل این شعله چو داغ صنم افروخته ایم

8 اشعار

غزل شمارهٔ 436منم کز بادهٔ عشرت خروشیدن نمی‌دانم

5 اشعار

غزل شمارهٔ 437حال ما بنگر که آهوی حرم گم کرده ایم

5 اشعار

غزل شمارهٔ 438ز معموری به تنگم، جز دل ویران نمی خواهم

8 اشعار

غزل شمارهٔ 439هر چه با او گویم، از مردم دگرگون بشنوم

5 اشعار

غزل شمارهٔ 440هرگز دل کس را به گناهی نشکستیم

6 اشعار

غزل شمارهٔ 441وقت آن است که افیون به شراب اندازیم

4 اشعار

غزل شمارهٔ 442چند از این ششدر غم فال گشادی بزنیم

5 اشعار

غزل شمارهٔ 443ما ره نشین مردم دیدار دوستیم

7 اشعار

غزل شمارهٔ 444باز آ که به ذوق الم آشنا شویم

5 اشعار

غزل شمارهٔ 445قدح دمید لبالب، خراب گو شده باشم

7 اشعار

غزل شمارهٔ 446به سهو ار توبه از می کردم و دیر مغان بستم

7 اشعار

غزل شمارهٔ 447دل به دست و پای کوبان از حرم بگریختم

5 اشعار

غزل شمارهٔ 448گلی ناچیده بویی ناکشیده زین چمن رفتم

4 اشعار

غزل شمارهٔ 449ما دل به جان خریده و بر باد داده ایم

3 اشعار

غزل شمارهٔ 450به شرح غم نفس را ریش کردیم

5 اشعار

آڈیو

صداکاران

صنف

اصناف

وزن

اوزان