غزلیات
عرفی
غزل شمارهٔ 351آن کس که مرا با دل غمناک بر آورد
5 اشعار
غزل شمارهٔ 352هوشم به نگاهی برد، جانانه چنین باید
7 اشعار
غزل شمارهٔ 353کی دلم شاد از می ناب و نوای نی شود
7 اشعار
غزل شمارهٔ 354دلی کز حسن آن گل، در نظر گلزارها دارد
5 اشعار
غزل شمارهٔ 355جان به یاد لبت، شکر خاید
6 اشعار
غزل شمارهٔ 356کسی که از اَلَم عشق بی دماغ شود
6 اشعار
غزل شمارهٔ 357چه گرمی است که در سر شراب می سوزد
7 اشعار
غزل شمارهٔ 358معلوم کز ترشح اشکی چه کم شود
7 اشعار
غزل شمارهٔ 359آن که در راه طلب ماند و پایی نکشد
7 اشعار
غزل شمارهٔ 360وعظ من گرد فشانندهٔ عصیان نشود
8 اشعار
غزل شمارهٔ 361آنان که وصف تو تقریر میکنند
9 اشعار
غزل شمارهٔ 362بیا که نغمه گشایان نفس به نی بستند
8 اشعار
غزل شمارهٔ 363مجنون که عیشش از غم لیلی شود لذیذ
6 اشعار
غزل شمارهٔ 364گر مرد وفایی ره بازار الم گیر
6 اشعار
غزل شمارهٔ 365شراب یأس به جام و سبوی ما بگذار
7 اشعار
غزل شمارهٔ 366چگونه سوز غم او دهم به سوز دگر
4 اشعار
غزل شمارهٔ 367جان غمگین مفروش و دل خشنود مخر
5 اشعار
غزل شمارهٔ 368باد دی گو ورق لاله و شمشاد ببر
8 اشعار
غزل شمارهٔ 369به لب آرام گیر ای جان غمگین یک دمی دیگر
8 اشعار
غزل شمارهٔ 370برو ای غم خبری از دل آواره بیار
5 اشعار
غزل شمارهٔ 371همین معامله ما را بس است با زنار
5 اشعار
غزل شمارهٔ 372العطش ای عشق، تلخ آبی به خاک ما بریز
5 اشعار
غزل شمارهٔ 373جان رفت و سوزد از تو دل ناتوان هنوز
6 اشعار
غزل شمارهٔ 374ای دل ز شوق آن مه نامهربان بسوز
6 اشعار
غزل شمارهٔ 375مده تسلی ام از صلحِ بیم دار هنوز
6 اشعار
غزل شمارهٔ 376مُردم و دارد جمال او دلم روشن هنوز
6 اشعار
غزل شمارهٔ 377داغ داغم کرد یأس و طالب کامم هنوز
5 اشعار
غزل شمارهٔ 378دیده ام پژمرده و حیران گل رویم هنوز
8 اشعار
غزل شمارهٔ 379حاشا که برق حسن بود عشق خانه سوز
7 اشعار
غزل شمارهٔ 380نگویمت بنشین در قدح شراب انداز
8 اشعار
غزل شمارهٔ 381بزم وصلت دیده ام، آن زهر در جام است و بس
8 اشعار
غزل شمارهٔ 382کونین مست و بادهٔ نابی ندیده کس
8 اشعار
غزل شمارهٔ 383چون آمد جان به لب، زانگونه شد محو تماشایش
5 اشعار
غزل شمارهٔ 384گفتم نکنم ز کین فراموش
12 اشعار
غزل شمارهٔ 385امشبم کشت غمت، عشرت فردای تو خوش
7 اشعار
غزل شمارهٔ 386کی دل به جهان بنگرد و ناز و نعیمش
8 اشعار
غزل شمارهٔ 387به گوش صبر دلا نالهٔ شبانه مکش
6 اشعار
غزل شمارهٔ 388آن گه که تو باشی در مردن نگرانش
8 اشعار
غزل شمارهٔ 389منم که می کنم از درد بی کرانهٔ خویش
5 اشعار
غزل شمارهٔ 390کجاست نشتر مژگان دوست تا دل ریش
3 اشعار
غزل شمارهٔ 391ملک به سهو نویسد چو نامهٔ ستمش
7 اشعار
غزل شمارهٔ 392چون ز چشمم رود آن خون که زند بر دل خویش
6 اشعار
غزل شمارهٔ 393میل دارم کز می غم در بهشت آیم به هوش
5 اشعار
غزل شمارهٔ 394تا بردهام به مدرسهٔ عشق رخت خویش
6 اشعار
غزل شمارهٔ 395پا به دامن درکش ای دل و ز جهان ذلت مکش
5 اشعار
غزل شمارهٔ 396شهید او که بود آب و رنگ یاقوتش
5 اشعار
غزل شمارهٔ 397دوش در صومعه آمد صنم باده فروش
14 اشعار
غزل شمارهٔ 398تا کی از گریه توان منع دو چشم تر خویش
7 اشعار
غزل شمارهٔ 399درمانده ام به صحبت امید و بیم خویش
7 اشعار
غزل شمارهٔ 400بحمدالله که جان دادم بدان تلخی ز بیدادش
5 اشعار
آڈیو
صداکاران
صنف
اصناف
وزن

