غزل شمارهٔ 371
Toggle stanza 1همین معامله ما را بس است با زنار
11
همین معامله ما را بس است با زنار
که با طبیعت ما گشته آشنا زنار
22
تمام عمر به تسبیح کرده ام بازی
کجا طبیعت طفلانه و کجا زنار
33
من و تو بیهده کوشیم خود به این قسمت
خبر دهد که که را سبحه و که را زنار
44
بگو به دیر مغان آ و رایگان بربند
امام ما که به جان خواهد از ریا زنار
55
گذشت عمر و ز مستی نیافتم عرفی
که سبحه بود مرا دام ره یا زنار
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

