غزل شمارهٔ 360

شاعر: عرفی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اننشود

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

Toggle stanza 1
وعظ من گرد فشانندهٔ عصیان نشود
1

وعظ من گرد فشانندهٔ عصیان نشود

آستین عسل آلودهٔ مگس ران نشود

2

نیست در خوان محبت خورشی غیر نمک

لخت دل هر که نیندوخته مهمان نشود

3

کشوری هست که در وی رود از کفر سخن

همه جا گفت و شنو بر سر ایمان نشود

4

پا منه بر سر بالین اسیران، کاینجا

هیچ بی درد نیاید که پریشان نشود

5

دیدن روی تو ممکن نبود بی حیرت

آن نه چشم است که در روی تو حیران نشود

6

غمزهٔ روزهٔ پیشینه حرامش بادا

کشته ای کز پی زخمت، همه تن، جان نشود

7

به تماشای گلستان خلیلم مبرید

که گل و لاله دگر آتش سوزان نشود

8

عرفی ار خدمت بت کم کند ای خادم دیر

مزنش طعنه که ناگاه مسلمان نشود

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

گر سر زلف تو از باد پریشان نشود

خلق بیچاره چنین بیدل و حیران نشود

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 721

گر چه بر واعظِ شهر این سخن آسان نشود

تا ریا وَرزَد و سالوس مسلمان نشود

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 227

سوز و شوقِ مَلَکی بر دلت آسان نشود

تا بد و نیک جهان پیش تو یکسان نشود

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 59 - از راه پر مخافت عشق گوید

ای خدایی که رهیت افسر دو جهان نشود

تا بر حسب تو فرش قدمش جان نشود

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 60 - در مدح ناصح الملک کمال‌الدین شیخ الحرمین خطیب نوآبادی

تا بد و نیک جهان پیش تو یکسان نشود

کفر در دیدهٔ انصاف تو پنهان نشود

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 61 - نه هر که به طور رود موسی عمران شود

عشق را پرده ناموس نگهبان نشود

بادبان پرده مستوری طوفان نشود

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3606

سر آشفته ز دستار بسامان نشود

جمع گردیدن کف لنگر طوفان نشود

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3607

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور