غزل شمارهٔ 721
Toggle stanza 1گر سر زلف تو از باد پریشان نشود
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
گر چه بر واعظِ شهر این سخن آسان نشود
تا ریا وَرزَد و سالوس مسلمان نشود
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 227
سوز و شوقِ مَلَکی بر دلت آسان نشود
تا بد و نیک جهان پیش تو یکسان نشود
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 59 - از راه پر مخافت عشق گوید
ای خدایی که رهیت افسر دو جهان نشود
تا بر حسب تو فرش قدمش جان نشود
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 60 - در مدح ناصح الملک کمالالدین شیخ الحرمین خطیب نوآبادی
تا بد و نیک جهان پیش تو یکسان نشود
کفر در دیدهٔ انصاف تو پنهان نشود
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 61 - نه هر که به طور رود موسی عمران شود
عشق را پرده ناموس نگهبان نشود
بادبان پرده مستوری طوفان نشود
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3606
سر آشفته ز دستار بسامان نشود
جمع گردیدن کف لنگر طوفان نشود
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3607
وعظ من گرد فشانندهٔ عصیان نشود
آستین عسل آلودهٔ مگس ران نشود
عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 360
گفتگو
قارئین کے تبصرے
اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

