Toggle stanza 1
اگر تو خنده کنی از گل و شراب چه حظ
1

اگر تو خنده کنی از گل و شراب چه حظ

وگر تو زهر دهی تشنه را ز آب چه حظ

2

اگر نه سایهٔ حسن تو جویم از خورشید

ز دشمنی شب و مهر آفتاب چه حظ

3

کمالِ حسنِ درونِ جمال در جلوه است

هزار سال نهفتنش در نقاب چه حظ

4

عنان این دل صد جا شکسته را بگذار

ستم نواز شها، بر ده خراب چه حظ

5

ز آسمان طلبیدم نشان راحت، گفت

اگر سوال غلط باشد، از جواب چه حظ

6

تلافی غم شب می کنم به خواب صبوح

وگر نه تلخی غم بشکند ز خواب چه حظ

7

سبوی دُردکشان محتسب شکست، ولی

اگر دلی نخراشد ز احتساب چه حظ

8

نشاط فارغ و اندوه عاشق است شراب

اگر ملال نیفزاید از شراب چه حظ

9

مگو که گوش به واعظ نمی کند عرفی

ندیم میکده را از شب عذاب چه حظ

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور