غزلیات

بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ 1401چه بوربا و چه مخمل حجاب می‌بافند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1402قماش رنگ ز بس بی‌حجاب می‌بافند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1403دلها تامل آینهٔ حسن مطلقند

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1404شور اشکم‌ گر چنین راه تپش سر می‌کند

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1405نشد آنکه شعلهٔ وحشتی به دل فسرده فسون‌کند

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1406باز مخمور است دل تا بیخودی انشا کند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1407دل پا شکسته حق طلب‌، به رهت چگونه ادا کند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1408شور لیلی کو که باز آزایش سودا کند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1409کو جنون تا عقدهٔ هوش از سر ما واکند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1410هر سخن ‌سنجی‌ که خواهد صید معنیها کند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1411از قضا بر خوان ممسک‌ گر کسی نان بشکند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1412هر کجا سعی جنون بر عزم جولان بشکند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1413حسن‌کلاه هوسی‌گر به تجمل شکند

13 اشعار

غزل شمارهٔ 1414لاغری آن همه زین مرحله دورم افکند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1415کلاه هرکه فلک بر سماک می‌فکند

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1416اگر از گدازم نمی گل کند

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1417اگر معنی خامشی ‌گل کند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1418تقلید از چه علم به لافم علم‌کند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1419از بسکه به تحصیل غنا حرص توجان ‌کند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1420لمعهٔ مهرش دمی کاینه تابان کند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1421هرجا خرام ناز تو تمکین عیان‌ کند

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1422اشک ‌گهر طینت ما راه تپش سر نکند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1423طبع دانا الم دهر مکدر نکند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1424هوس جنون‌زدهٔ نفس به کدام جلوه کمین کند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1425وهم بلند وپست جاه چند دلت سیه‌کند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1426بادهٔ تحقیق را ظرف هوس تنگی کند

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1427مشرب عشاق بر وضع هوس تنگی‌کند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1428بسکه بی‌روپت بهارم ‌کلفت انشا می‌کند

13 اشعار

غزل شمارهٔ 1429عاقبت‌در حلقهٔ‌آن زلف‌، دل جا می‌کند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1430ساز امکان از شکست آواز پیدا می‌کند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1431هر نفس دل صدهزار اندیشه پیدا می‌کند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1432گر طمع دست طلب وامی‌کند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1433میل هوس ز عافیتم فرد می‌کند

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1434درگلستانی‌که حسنش جلوه‌ای سر می‌کند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1435اول ،‌در عدم‌، دهنت باز می‌کند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1436گر جنونم ناله واری نذر بلبل می‌کند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1437هرکجا آیینهٔ حسن جنون‌ گل می‌کند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1438بس که زخم‌ کشتهٔ نازش تلاطم می‌کند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1439داغ عشقم چاره‌جوییها کبابم می‌کند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1440حسرت امشب آه بی‌تأثیر روشن می‌کند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1441عقل اگر صد انجمن تدبیر روشن می‌کند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1442بولهوس از سبک سری حفظ سخن نمی‌کند

15 اشعار

غزل شمارهٔ 1443ناتوانی باز چون شمعم چه افسون می‌کند

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1444قامت خم‌کز حیا سوی زمین رو می‌کند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1445ذوق فقر افسانهٔ اقبال‌کوته می‌کند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1446با هستی‌ام وداع تو و من چه می‌کند

آڈیو
12 اشعار

غزل شمارهٔ 1447بر اهل فضل دانش و فن‌گریه می‌کند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1448کارجهان خواه عجز، خواه سری می‌کند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1449هر که اینجا می‌رسد بی‌اعتدالی می‌کند

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1450هرکه در اظهار مطلب هرزه‌نالی می‌کند

11 اشعار

آڈیو

صداکاران

صنف

اصناف

وزن

اوزان