غزلیات

بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ 1351محرم آهنگ دل شو سرمه بر آواز بند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1352ای ساز قدس دل به جهان نوا مبند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1353ای بهار پرفشان دل برگل و سنبل مبند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1354مدعا دل بود اگر نیرنگ امکان ریختند

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1355تا به عالم‌، رنگ بنیاد تمنا ریختند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1356کار دنیا بس که مهمل‌ گشت عقبا ریختند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1357آنکه از بوی بهارش رنگ امکان ریختند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1358رنگ اطوار ادب‌سنجان به قانون ریختند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1359سبکروان‌که به وحشت میان جان بستند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1360گذشتگان‌که ز تشویش ما و من رستند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1361مصوران به هزار انفعال پیوستند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1362بی‌نیازان برق‌ربز بحر و بر برخاستند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1363زد نفس فال تن‌آسانی دلی آراستند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1364محفل هستی به تحریک دلی آراستند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1365آرزو سوخت نفس آینهٔ دل بستند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1366غافلی چند که نقش حق وباطل بستند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1367هرجا تپش شمع درین خانه نهفتند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1368دنیا وتلاش هوس بی‌خبری چند

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1369خلقی‌ست پراکندهٔ سعی هوسی چند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1370گر آگهی به سیر فنا و بقا بخند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1371ای بی‌نصیب عشق به ‌کار هوس بخند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1372حسرت زلف توام بود شکستم دادند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1373یاران مزهٔ عبرت از این مائده بردند

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1374تا شدم ‌گرم طلب عجز درایم‌ کردند

13 اشعار

غزل شمارهٔ 1375حاصل عافیت آنها که به دامن‌کردند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1376خوش‌خرامان اگر اندیشهٔ جولان کردند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1377ذره تا مسهر هزار آینه عریان‌ کردند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1378ز شرم عشق فلکها به خاک روکردند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1379رازداران کز ادب راه لب گویا زدند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1380روزگاری‌ که به عشق از هوسم افکندند

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1381روزی که هوسها در اقبال گشودند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1382برای خاطرم غم آفریدند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1383به شوخی زد طرب غم آفریدند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1384ز بسکه منتظران چشم در ره یارند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1385محرمانی‌ که به آهنگ فنا مسرورند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1386مصور نگهت ساغر چه رنگ زند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1387عاقبت شرم امل بر غفلت ما می‌زند

13 اشعار

غزل شمارهٔ 1388فطرت آخر بر معاد از سعی اکمل می‌زند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1389محوگریبان ادب‌کی سر به هر سو می‌زند

آڈیو
10 اشعار

غزل شمارهٔ 1390برق خطی بر سیاهی می‌زند

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1391عشاق‌ گر از سبحه و زنار نویسند

16 اشعار

غزل شمارهٔ 1392تن‌پرستان‌که به این آب و نمک عیاشند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1393گر خاک ‌نشینان علم افراخته باشند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1394حکم عشق است‌ که‌ تشریف تمنا بخشند

15 اشعار

غزل شمارهٔ 1395صد ابد عیش طربخانهٔ دنیا بخشند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1396زان زر و سیم ‌که این مردم باذل بخشند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1397از چه دعوی شمعها گردن به بالا می‌کشند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1398جماعتی‌که نظرباز آن بر و دوشند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1399مبصّران حقیقت‌ که سر به سر هوشند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1400به‌ گفتگوی کسان مردمی که می‌لافند

12 اشعار

آڈیو

صداکاران

صنف

اصناف

وزن

اوزان