غزل شمارهٔ 1376

Toggle stanza 1
خوش‌خرامان اگر اندیشهٔ جولان کردند
1

خوش‌خرامان اگر اندیشهٔ جولان کردند

گردش رنگ مرا جنبش دامان‌ کردند

2

دام من در گره حلقهٔ افلاک نبود

چون نگاهم قفس از دیده حیران‌ کردند

3

به سراغم نتوان جز مژه برهم چیدن

داشتم مشت غباری‌ که پریشان کردند

4

به چه امید درین دشت توان آسودن

وحشتی بود که تسلیم غزالان‌ کردند

5

زین‌ چمن حاصل‌ عشاق همین‌بس‌ که‌ چو رنگ

چینی از خود شکنی زینت دامان کردند

6

بی قراران ادب‌پرور صحرای جنون

سیلها درگره آبله پنهان‌کردند

7

سعی واماندهٔ خلق آن سوی خود راه نبرد

بسکه دامن ته پا ماند گریبان ‌کردند

8

نقش بند چمن وحشت ما بی رنگی است

شد هوا آینه تا ناله نمایان‌ کردند

9

بحر امکان چوگهر شوخی‌یک‌موج نداشت

از پریشان‌نظری اینهمه توفان کردند

10

جنس بازار وفا رنگ نمی‌گرداند

دل چه مقدارگران‌کشت‌که ارزان کردند

11

تا ز یادم نگرانی نکشد خاطر کس

سرنوشت من بیدل خط نسیان ‌کردند

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور