غزلیات

بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ 1301دل بال یاس زد نفس مغتنم نماند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1302کم نیست صحبت دل‌گر مرد، زن نماند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1303دلدار گذشت و نگه بازپسین ماند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1304بسکه بیمارتو بر بستر غم یکرو ماند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1305بهار عمر به صبح دمیده می‌ماند

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1306ز بعد ما نه غزل نی قصیده می‌ماند

13 اشعار

غزل شمارهٔ 1307نه غنچه سر به گریبان‌ کشیده می‌ماند

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1308زان نشئه‌ که قلقل به لب شیشه دواند

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1309گر نالهٔ من پرتو اندیشه دواند

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1310پی تحقیق کسانی که گرو تاخته‌اند

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1311در بساطی که دم تیغ ادب آخته‌اند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1312صفا فریب فقیهان نفس گداخته‌اند

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1313چون برگ گل ز بس پر و بالم شکسته‌اند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1314نقش دویی بر آینه‌ من نبسته‌اند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1315عمری‌ست رخت حسرتم از سینه بسته‌اند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1316دونان که در تلاش گهر دست شسته‌اند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1317جمعی‌که پر به فکر هنر درشکسته‌اند

13 اشعار

غزل شمارهٔ 1318این حرصها که دامن صد فن شکسته‌اند

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1319شمعها زین انجمن بی‌صرفه‌تازان رفته‌اند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1320آن سبکروحان که تن در خاکساری داده‌اند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1321ذره تا خورشید امکان جمله حیرت زاده‌اند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1322هرجا صلای محرمی راز داده‌اند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1323از شکست رنگم آب روی شاهی داده‌اند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1324روزگاری شد که از اهل وفا دل برده‌اند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1325غفلت آهنگان که دل را ساز غوغا کرده‌اند

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1326اینکه در دیر غمت دم سرد پیدا کرد‌ه‌اند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1327آن سخا کیشان ‌که بر احسان نظر واکرده‌اند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1328فرصت انشایان هستی‌ گر تکلف ‌کرده‌اند

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1329تا ز گرد انتظارت مستفیدم‌ کرده‌اند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1330آب و رنگ عبرتی صرف بهارم‌ کرده‌اند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1331با خزان آرزو حشر بهارم‌ کرد‌ه‌اند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1332وعده افسونان طلسم انتظارم کرده‌اند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1333گرد عجزم‌، خوشخرامان سرفرازم کرده‌اند

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1334همچو گوهر قطرهٔ خشکی عیانم‌ کرده‌اند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1335موج گوهرطینتان‌، گر شوخی افزون کرده‌اند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1336یاران تمیز هستی بدخو نکرده‌اند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1337بر من فسون عجز در ایجاد خوانده‌اند

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1338اهل معنی ‌گر به گفت‌وگو نفس فرسوده‌اند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1339آنها که رنگ خودسری شمع دیده‌اند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1340امروز ناقصان به کمالی رسید‌ه‌اند

15 اشعار

غزل شمارهٔ 1341لاله و گل چشمک رمز خوان فهمیده‌اند

13 اشعار

غزل شمارهٔ 1342حاضران از دور چون محشر خروشم دیده‌اند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1343محرمان‌ کاثار صنع از عشق پر فن دیده‌اند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1344در عشق آنکه قابل دردش ندیده‌اند

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1345در غبار هستی اسرار فنا پوشیده‌اند

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1346یاران فسانه‌های تو و من شنیده‌اند

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1347این ستم‌کیشان ‌که وهم زندگی ‌را هاله‌اند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1348بیقراران تو کز شوق فنا دیوانه‌اند

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1349معنی‌سبقان‌گر همه صد بحر کتابند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1350چشم چون آیینه برنیرنگ عرض نازبند

10 اشعار

آڈیو

صداکاران

صنف

اصناف

وزن

اوزان