غزل شمارهٔ 1309

Toggle stanza 1
گر نالهٔ من پرتو اندیشه دواند
1

گر نالهٔ من پرتو اندیشه دواند

توفان قیامت به فلک ریشه دواند

2

شوق تو به سامان خراش دل عشاق

ناخن چه خیال است مگر تیشه دواند

3

دور از مژه اشک است و همان بی‌سر و پایی

غربت همه‌ کس را به چنین بیشه دواند

4

شوری‌ست در این بزم‌ کز افسون شکستن

چندان که پری بال کشد شیشه دواند

5

صد کوچه خیال‌ست غبار نفس اینجا

تا سیر گریبان به چه اندیشه دواند

6

مجنون تو راگر همه تن‌بند خموشی‌ست

چون نی هوس ناله به صد بیشه دواند

7

وقت است‌که چون غنچه به افسون خموشی

در نالهٔ بلبل نفسم ریشه دواند

8

سعی امل از قد دوتا چاره ندارد

بیدل به ره‌کوهکنی تیشه دواند

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور