غزلیات

بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ 1251ترکِ آرزو کردم رنجِ هستی آسان‌ شد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1252رم وحشی نگاه من غبارانگیز جولان شد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1253قیامت خنده‌ریزی بر مزار من‌ گل ‌افشان شد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1254مخمل و دیبا حجاب هستی رسوا نشد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1255مکتوب مقصد ما از بیکسی فغان شد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1256عید است غبار سر راه تو توان شد

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1257پیر گردیدم و هستی سبب ننگ نشد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1258گل نکرد آهی‌که بر ما خنجر قاتل نشد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1259از حوادث خاطر آزاد ما غمگین نشد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1260چون شفق از رنگ خونم هیچکس‌گلچین نشد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1261پر هما چه‌ کند بخت اگر دگرگون شد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1262حیرت‌کفیل پر زدن‌گفتگو نشد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1263آهی به هوا چتر زد و چرخ برین‌ شد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1264شب حسرت دیدار توام دام ‌کمین شد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1265زین ساز بم و زیر توقع چه خروشد

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1266کسی ‌که نیک و بد هوشیار و مست بپوشد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1267رضاعت از برم چندانکه گردم پیر می‌جوشد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1268نه تنها از قدح مستی و از گل رنگ می‌جوشد

4 اشعار

غزل شمارهٔ 1269حال دل از دوری دلبر نمی‌دانم چه شد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1270حاصلم زبن مزرع بی‌بر نمی‌دانم چه شد

آڈیو
10 اشعار

غزل شمارهٔ 1271ز وهم متهم ظرف کم نخواهی شد

13 اشعار

غزل شمارهٔ 1272باغ نیرنگ جنونم نیست آسان بشکفد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1273وحشتم گر یک تپش در دشت امکان بشکفد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1274به یاد آستانت هرکه سر بر خاک می‌مالد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1275سپند بزم تو تا بیقرار گردد و نالد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1276اگر سور است وگر ماتم دل‌مایوس می‌نالد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1277دل باز به جوش یارب آمد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1278ز هستی قطع‌کن‌ گر میل راحت در نمود آمد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1279نتوان به تلاش از غم اسباب برآمد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1280عالم همه زین میکده بیهوش برآمد

13 اشعار

غزل شمارهٔ 1281تمام شوقیم لیک غافل که دل به راهِ که می‌خرامد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1282ز ابرام طلب نومیدی‌ام آخر به چنگ آمد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1283شبم آهی ز دل در حسرت قاتل برون آمد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1284فالی از داغ زدم دل چمن‌آیین آمد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1285گل به سر، جام به کف‌، آن چمن‌ آیین آمد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1286ز تخمت چه نشو و نما می‌دمد

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1287پر مفلسم به من چه نوا می‌توان رساند

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1288به هرجا باغبان در یاد مستان تاک بنشاند

19 اشعار

غزل شمارهٔ 1289اگر درد طلب این گردم از رفتار جوشاند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1290دل به قید جسم از علم یقین بیگانه ماند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1291طالعم زلف یار را ماند

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1292موج‌گل بی‌تو خار را ماند

16 اشعار

غزل شمارهٔ 1293دلدار رفت و دیده به حیرت دچار ماند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1294رفتیم و داغ ما به دل روزگار ماند

13 اشعار

غزل شمارهٔ 1295از دلم‌بگذشت و خون‌در چشم حیرت‌ساز ماند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1296در گلستانی‌ که چشمم محو آن طناز ماند

15 اشعار

غزل شمارهٔ 1297شوق تا محمل به دوش طبع وحشت‌ساز ماند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1298از هجوم کلفت دل ناله بی‌آهنگ ماند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1299رشته بگسیخت نفس زیر و بم ساز نماند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1300گر آیینه‌ات در مقابل نماند

13 اشعار

آڈیو

صداکاران

صنف

اصناف

وزن

اوزان