Toggle stanza 1
عشاق‌ گر از سبحه و زنار نویسند
1

عشاق‌ گر از سبحه و زنار نویسند

دردسر دلهای گرفتار نویسند

2

آن معنی تحقیق که تکرار ندارد

بر صفحه زنند آتش و یکبار نویسند

3

شرح جگر چاک من این‌ کهنه دبیران

هر چند نویسند چه مقدار نویسند

4

صد جاست قلم خوردهٔ مژگان تغافل

آن نامه که خوبان به من زار نویسند

5

قاصد به محبان ز تمنا چه رساند

آیینه بیارید که دیدار نویسند

6

صد عمر ابد دفتر اعجاز گشاید

کز قامت موزون تو رفتار نویسند

7

امید پیامیست به زلف از دل تنگم

سطری اگر از نقطه گره‌دار نویسند

8

زنهاری عجزند ضعیفان چه توان کرد

بر خاک مگر یکدو الف‌وار نویسند

9

بر صفحهٔ بی‌مطلبی‌ام نقش تعین

کم هم ننوشتند که بسیار نویسند

10

بگذار که نقش خط پیشانی ما را

بر طاق پریخانهٔ اسرار نویسند

11

جز ناله اسیران قفس هیچ ندارند

خطی‌ به هوا کاش ز منقار نویسند

12

حیف است تنزه رقمان قلم عفو

اعمال من از شرم نگون سار نویسند

13

منشور عذاب ابد است اینکه پس از مرگ

بر لوح مزارم دل بیمار نویسند

14

جز سجده نشد از ورق سایه نمودار

زین بیش خط جبهه چه هموار نویسند

15

تا حشر ز منت به ته سنگ بخوابم

گر بر سر من سایهٔ دیوار نویسند

16

در روز توان خواند خط جبههٔ بیدل

چون شمع همه ‌گر به شب تار نویسند

آڈیو

ابھی اس کلام کی آڈیو موجود نہیں۔ اپنی آواز میں پہلی آڈیو شامل کریں۔

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…