غزل شمارهٔ 1435
Toggle stanza 1اول ،در عدم، دهنت باز میکند
11
اول ،در عدم، دهنت باز میکند
تاکاف و نون تهیهٔ آواز میکند
22
آهنگ صور خیز تو در هر نفس زدن
ساز هزار عالم ناساز میکند
33
هرگاه میدهی به زبان رخصت سخن
جبریل بال میزند و ناز میکند
44
نیرنگ اعتبار بهار تجددت
با هم چه رنگها که نه گلباز میکند
55
شام ابد به جیب تو سر میبرد فرو
صبح ازل زتو سخن آغاز میکند
66
هر رنگ و بو که میدمد از نوبهار صنع
آیینهٔ خیال تو پرداز میکند
77
گر فطرت تو پر نزند در فضای قدس
خاک فسرده راکه فلکتاز میکند
88
زین باغ نی دمیدن صبحی و نی گلیست
سحرآفرین تبسمت اعجاز میکند
99
این عرصه تا کجا نشود پایمال ناز
رخش تعین تو تک و تاز میکند
1010
روز و شبی در انجمن اعتبار نیست
چشم تو میزند مژه و باز میکند
1111
بیدل تآملی که در این گلشن خیال
رنگ شکستهٔ تو چه پرواز میکند
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

