غزل شمارهٔ 4190
Toggle stanza 1از نسبت عذار تو گل ناز میکند
11
از نسبت عذار تو گل ناز میکند
سنبل به بال زلف تو پرواز میکند
22
از بس که مرغ من ز قضا طبل خورده است
گل را خیال چنگل شهباز میکند
33
در بوستان چو برگ خزان دیده بیرخت
رنگ شکسته است که پرواز میکند
44
حسن تو بینیاز بود از نیازمند
هر عضوی از تو بر دگری ناز میکند
55
در انتهای خوبی و انجام دلبری
حسنت هنوز جلوه آغاز میکند
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

