صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. اوزان
  2. »مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
  3. »عرفی / غزلیات

وزن کے تحت کتاب

وزنِ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) میں عرفی کی کتاب غزلیات

یہ صفحہ صرف وزنِ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) میں آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔

108 نظمیں

نظمیں

وزنِ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) میں عرفی کی کتاب غزلیات

  1. زندہ رود
  2. »اوزان
  3. »مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
  4. »عرفی / غزلیات

غزل شمارهٔ 1–امید عیش کجا و دل خراب کجا

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 1

6 اشعار

غزل شمارهٔ 4–به گاه جلوه از آن ماه روی زیبا را

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 4

7 اشعار

غزل شمارهٔ 9–منم که یافته ام ذوق صحبت غم را

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 9

5 اشعار

غزل شمارهٔ 13–چرا خجل نکند چشم اشکبار مرا

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 13

6 اشعار

غزل شمارهٔ 14–به زهر تشنه لبم با شکر چه کار مرا

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 14

7 اشعار

غزل شمارهٔ 16–چراغ عشق به گلخن شود دلیل مرا

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 16

8 اشعار

غزل شمارهٔ 29–نداد نور شراری چراغ هستی ما

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 29

5 اشعار

غزل شمارهٔ 36–گشود برقع و توفان حسن عالم سوخت

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 36

8 اشعار

غزل شمارهٔ 41–مراد و خضر عنان گیر باید از چپ و راست

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 41

8 اشعار

غزل شمارهٔ 44–امید صلح از آن با شکیب ایوب است

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 44

5 اشعار

غزل شمارهٔ 54–از آن ز شربت صلحم هوای پرهیز است

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 54

6 اشعار

غزل شمارهٔ 60–برو مسیح که فکر فراغ من غلط است

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 60

7 اشعار

غزل شمارهٔ 67–مرا که شیشه ی دل در زیارت سنگ است

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 67

6 اشعار

غزل شمارهٔ 68–هزار حسن عبادت نه زشتی عمل است

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 68

6 اشعار

غزل شمارهٔ 80–رسید مژده و قاصد مقیم خرگه ماست

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 80

7 اشعار

غزل شمارهٔ 82–کسی که بر اثر مدعای خویشتن است

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 82

5 اشعار

غزل شمارهٔ 85–نگفتن و نشنودن زبان و گوش من است

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 85

5 اشعار

غزل شمارهٔ 86–منم که طاعت بت لازم سرشت من است

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 86

5 اشعار

غزل شمارهٔ 90–مگر زمانه اسیر کمند آه من است

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 90

4 اشعار

غزل شمارهٔ 96–دلم به قبله ی اسلام مایل افتاده است

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 96

9 اشعار

غزل شمارهٔ 97–کسی که دیده به حسن تو آشنا کرده است

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 97

10 اشعار

غزل شمارهٔ 102–مدار صحبت ما بر حدیث زیر لبی است

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 102

3 اشعار

غزل شمارهٔ 106–زبان ز نکته فرو ماند و راز من باقی است

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 106

6 اشعار

غزل شمارهٔ 110–مرو به بادیه گردی که زرق و شیدایی است

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 110

8 اشعار

غزل شمارهٔ 143–دلم به زخم توان داد، بی تپیدن نیست

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 143

5 اشعار

غزل شمارهٔ 144–شکستن دل ما کار زور بازو نیست

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 144

5 اشعار

غزل شمارهٔ 146–به دل ز رفتن جانم چه عیش هاست، که نیست

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 146

6 اشعار

غزل شمارهٔ 148–منم که از غم محرومیم جدایی نیست

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 148

7 اشعار

غزل شمارهٔ 152–گذشت و بر من عاجز ببین چه حال گذشت

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 152

5 اشعار

غزل شمارهٔ 157–شبم به خفتن و روزم به ژاژ خایی رفت

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 157

6 اشعار

غزل شمارهٔ 162–چنان غم تو به آزار جان ما گستاخ

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 162

9 اشعار

غزل شمارهٔ 185–اگر چه راه به عیب تو کس عیان نبرد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 185

4 اشعار

غزل شمارهٔ 188–فتادگان سر خود را به خاک پا بخشند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 188

13 اشعار

غزل شمارهٔ 191–دلی چو مشعل حسن تو فرد می خیزد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 191

7 اشعار

غزل شمارهٔ 192–هنوز خسته دلم راه عدم می زد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 192

6 اشعار

غزل شمارهٔ 199–ز بوی باده دلم آب و رنگ می گیرد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 199

6 اشعار

غزل شمارهٔ 205–چه فتنه در دل آن عشوه ساز می گذرد؟

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 205

8 اشعار

غزل شمارهٔ 206–کسی که رو به حریم رضا نمی آرد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 206

8 اشعار

غزل شمارهٔ 207–ز بهر داغ که مستان علاج می طلبند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 207

6 اشعار

غزل شمارهٔ 211–چه مهربان به سفر شد، چه تند قهر آمد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 211

5 اشعار

غزل شمارهٔ 214–کسی که دل به وفای تو عشوه کیش نهاد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 214

6 اشعار

غزل شمارهٔ 216–کجاست فتنه که آن شوخ را سوار کند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 216

5 اشعار

غزل شمارهٔ 223–طریق دلبری تو مگر پری داند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 223

9 اشعار

غزل شمارهٔ 229–که دست در خُمِ مِی زد، که خون ما جوشید

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 229

5 اشعار

غزل شمارهٔ 231–کرشمه دست در آغوش نوشخند تو باد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 231

4 اشعار

غزل شمارهٔ 245–مرا چو شب هجر اضطراب بگدازد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 245

5 اشعار

غزل شمارهٔ 248–مقیم کعبه که عیب شرابخانه کند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 248

6 اشعار

غزل شمارهٔ 249–نسیم صبح چو برگ سمن فروریزد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 249

7 اشعار

غزل شمارهٔ 251–کسی می طربم در ایاغ می ریزد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 251

8 اشعار

غزل شمارهٔ 253–غم تو نیست، به عیش جهان که پردازد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 253

6 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
اگلا صفحہ