صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عرفی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 96

غزل شمارهٔ 96

شاعر: عرفی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: لافتادهاست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

دلم به قبله ی اسلام مایل افتاده است

صنم تراش من از کفر غافل افتاده است

2

مرا معامله در کوچه ایست با مرهم

که صد مسیح به یک زخم بسمل افتاده است

3

به دیر می رود ای کعبه رو رهت ، فریاد

که مست خوابی و آتش به محمل افتاده است

4

طواف کعبه مبادا که نا امید شوم

مدد کنید که جمازه در گل افتاده است

5

من از فریب عمارت گدا شدم ور نه

هزار گنج به ویرانه ی دل افتاده است

6

چگونه گریه بجوشد که چشم حیرانم

به آفتاب قیامت مقابل افتاده است

7

ز بار درد سبک مایه دان شهیدان را

که در محیط محبت به ساحل افتاده است

8

ز بحر جود کریمی که تشته در طلب است

هزار پایه گداتر ز سایل افتاده است

9

به آستان محبت شهید شد عرفی

برهمنی به در کعبه بسمل افتاده است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

وه که از دوختن، این چاک گریبان رفته است

این شکافی است که تا دامن ایمان رفته است

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 95

اگلی نظم

کسی که دیده به حسن تو آشنا کرده است

هزار گنج صرف توتیا کرده است

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 97

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور