صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عرفی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 110

غزل شمارهٔ 110

شاعر: عرفی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اییاست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

مرو به بادیه گردی که زرق و شیدایی است

برهنگی مطلب که آن لباس رعنایی است

2

زبان ببند و نظر باز کن که منع کلیم

کنایت از ادب آموزی تقاضایی است

3

دماغ یوسف اگر تر کنند کف ببرد

از این شراب که در ساغر تماشایی است

4

نقاب می کشد ای دل تمام حوصله شو

که باز وقت شراب و کرشمه پیمایی است

5

چنین که بر دم شمشیر و دشنه می غلتم

حسود را رسد گویدم که هر جایی است

6

شهید عاطفت آن کرشمه ام که از سر مهر

تمام نقش طرازی و مشهد آرایی است

7

به شوق دوست چه سازم که در شریعت عشق

خیال بی ادبی و نگاه رسوایی است

8

مگو که نیست گنه کار تر از من عرفی

که این حدیث گرانمایه لاف یکتایی است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یک شمه ز اصلاح می ناب گفتنی است

با زاهدان سرودی ازین باب گفتنی است

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 109

اگلی نظم

ای دل پیاله گیر که وقت صبوح تست

کز فیض جمله فتح، محل فتوح تست

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 111

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

زهی رفیق که با چون تو سروبالایی است

که از خدای بر او نعمتی و آلایی است

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 112

خوشم به درد که در پرده شکیبایی است

بدم به داغ که آیینه دار رسوایی است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1776

بلای مردم آزاده، لاف یکتایی است

اگر به سرو شکستی رسد ز رعنایی است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1777

در آن مقام که حیرت دلیل دانایی است

نفس شمرده زدن نیز بادپیمایی است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1778

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور