صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عرفی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 4

غزل شمارهٔ 4

شاعر: عرفی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ارا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 22

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

به گاه جلوه از آن ماه روی زیبا را

که جان ز شرم نماید ز آستین ما را

2

نظر به حال دل آن پر غرود نگشاید

که سیر دیده نبیند متاع یغما را

3

امید مغفرتت بس مرا که هم امروز

که می کشد غمت انتقام فردا را

4

به این جمال چو آیی برون به معجز عشق

ز کام خلق برم لذت تماشا را

5

لبت به خنده مرا می کشد، چه بد بختم

که داده خوی اجل، بخت من مسیحا را

6

چو یوسفم گذرد در بهشت بر صف حور

نشان دهم به تو هر گام صد زلیخا را

7

اگر اجازت عرفی اشاره فرماید

تهی کنم ز گهر گنج رمز ایما را

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

به دیر آی از حرم صوفی که می برقع گشود اینجا

از آنجا آن‌که می‌جویی به می‌خواران نمود اینجا

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 3

اگلی نظم

می کش و مست عشوه کن، نرگس می پرست را

میکده ی کرشمه کن، گوشه ی چشم مست را

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 5

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

زمانه حله نو بست روی صحرا را

کشید دل به چمن لعبتان رعنا را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 46

زهی بریخته بر لاله مشک سارا را

شکسته رونق خورشید گوهر آرا را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 47

بر آن سرم که ز دامن برون کشم پا را

به جیب آبله ریزم غبار صحرا را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 31

کسی چه شکر کند دولت تمنا را

به عالمی‌ که تویی ناله می‌کُشد ما را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 37

نسیم شانه کند زلفِ موجِ دریا را

غبار سرمه دهد چشمِ کوه و صحرا را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 40

فی توحید الباری عز اسمه

درین صحیفه چو آغاز کردم املا را

جامی»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 1

دلا چو روی در ارباب معنی آوردی

مبر به کار قوانین شعر و انشا را

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 30

بساط سبزه فکندند کوه و صحرا را

ز لاله آرزوی جام تازه شد ما را

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 16

به کعبه گر ننمایی جمال خود ما را

ز خون دیده کنم لعل ریگ بطحا را

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 23

خدای خیر دهاد آن جوان رعنا را

که وارهانید به پیرانه سر ز ما ما را

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 26

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور