صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 46

غزل شمارهٔ 46

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ارا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 22

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

زمانه حله نو بست روی صحرا را

کشید دل به چمن لعبتان رعنا را

2

هوای گل ز خوشی یاد می دهد، لیکن

چه سود چون تو فرامش نمی شوی ما را

3

ز سرو بستان چندین چه می پرد بلبل

مگر ندید جوانان سرو بالا را

4

چو می خوری به سرم نیز جرعه می ریز

که مردمی نبود باده نوش تنها را

5

فروختم به یکی جرعه گنج عقل، آری

شرابخواره نبیند کساد کالا را

6

نسیم باد صبا از برای جلوه باغ

کشید بر رخ رنگین حریر دیبا را

7

زمین ز سبزه رنگین به چرخ می ماند

به تار موی بیاویخت جان اعدا را

8

ز فر مدح تو صد منت است بر خسرو

ضمیر مدح سرا و زبان گویا را

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ز دور نیست میسر نظر به روی تو ما را

چه دولتی ست تعالی الله از قد تو قبا را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 45

اگلی نظم

زهی بریخته بر لاله مشک سارا را

شکسته رونق خورشید گوهر آرا را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 47

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بر آن سرم که ز دامن برون کشم پا را

به جیب آبله ریزم غبار صحرا را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 31

کسی چه شکر کند دولت تمنا را

به عالمی‌ که تویی ناله می‌کُشد ما را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 37

نسیم شانه کند زلفِ موجِ دریا را

غبار سرمه دهد چشمِ کوه و صحرا را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 40

فی توحید الباری عز اسمه

درین صحیفه چو آغاز کردم املا را

جامی»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 1

دلا چو روی در ارباب معنی آوردی

مبر به کار قوانین شعر و انشا را

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 30

بساط سبزه فکندند کوه و صحرا را

ز لاله آرزوی جام تازه شد ما را

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 16

به کعبه گر ننمایی جمال خود ما را

ز خون دیده کنم لعل ریگ بطحا را

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 23

خدای خیر دهاد آن جوان رعنا را

که وارهانید به پیرانه سر ز ما ما را

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 26

صبا به لُطف بگو آن غزالِ رَعنا را

که سَر به کوه و بیابان تو داده‌ای ما را

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 4

اسیر شیشه کن آن جنیان دانا را

بریز خون دل آن خونیان صهبا را

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 212

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور