آڈیوز
صداکار عندلیب کی آڈیوز میں رومی کی کتاب دیوان شمس
یہ صفحہ صرف صداکار عندلیب کی دستیاب آڈیوز دکھاتا ہے۔
نظمیں
غزل شمارهٔ 2856صنما چگونه گویم که تو نور جان مایی
غزل شمارهٔ 2857چه جمال جان فزایی که میان جان مایی
غزل شمارهٔ 2858صنما تو همچو آتش قدح مدام داری
غزل شمارهٔ 2859برو ای عشق که تا شحنه خوبان شدهای
Go, love, for you have become the most perfect of the lovely ones; you have smitten the necks of penitence and the penitent.
غزل شمارهٔ 2860هست در حلقه ما حلقه ربایی عجبی
غزل شمارهٔ 2861چند روز است که شطرنج عجب میبازی
غزل شمارهٔ 2862هله هشدار که با بیخبران نستیزی
غزل شمارهٔ 2863وقت آن شد که بدان روح فزا آمیزی
غزل شمارهٔ 2864به شکرخنده اگر میببرد دل ز کسی
غزل شمارهٔ 2865در رخ عشق نگر تا به صفت مرد شوی
Gaze on the cheeks of love that you may gain the attributes of true men; sit not with the cold ones so you will not be chilled by their breath.
غزل شمارهٔ 2866گر گریزی به ملولی ز من سودایی
غزل شمارهٔ 2867نیستی عاشق ای جلف شکم خوار گدای
غزل شمارهٔ 2868در دلت چیست عجب که چو شکر میخندی
غزل شمارهٔ 2869هست اندر غم تو دلشده دانشمندی
غزل شمارهٔ 2870ای دریغا در این خانه دمی بگشودی
غزل شمارهٔ 2871به دغل کی بگزیند دل یارم یاری
غزل شمارهٔ 2872مرغ اندیشه که اندر همه دلها بپری
غزل شمارهٔ 2873رو رو ای جان سبک خیز غریب سفری
Go, nimble-rising soul go on a strange journey to the sea of meanings, for you are a precious pearl.
غزل شمارهٔ 2874سحری کرد ندایی عجب آن رشک پری
غزل شمارهٔ 2875نی تو شکلی دگری سنگ نباشی تو زری
غزل شمارهٔ 2876شکنی شیشه مردم گرو از من گیری
غزل شمارهٔ 2877بر یکی بوسه حقستت که چنان میلرزی
غزل شمارهٔ 2878هله تا ظن نبری کز کف من بگریزی
غزل شمارهٔ 2879ننگ هر قافله در شش دره ابلیسی
غزل شمارهٔ 2880به حق و حرمت آنکه همگان را جانی
By the right and sanctity of that, that you are the soul of all men, fill a cup with that whose description you know well.
غزل شمارهٔ 2881گر تو ما را به جفای صنمان ترسانی
غزل شمارهٔ 2882تیغ را گر تو چو خورشید دمی رنده زنی
غزل شمارهٔ 2883چه حریصی که مرا بیخور و بیخواب کنی
غزل شمارهٔ 2884به شکرخنده بتا نرخ شکر میشکنی
غزل شمارهٔ 2885هله آن به که خوری این می و از دست روی
غزل شمارهٔ 2886اگر امشب بر من باشی و خانه نروی
غزل شمارهٔ 2887بده ای کف تو را قاعده لطف افزایی
غزل شمارهٔ 2888به شکرخنده اگر میببرد جان ز کسی
غزل شمارهٔ 2889ای که تو چشمه حیوان و بهار چمنی
غزل شمارهٔ 2890سخن تلخ مگو ای لب تو حلوایی
غزل شمارهٔ 2891هر کی از نیستی آید به سوی او خبری
غزل شمارهٔ 2892ای شه جاودانی وی مه آسمانی
غزل شمارهٔ 2893قدر غم گر چشم سر بگریستی
غزل شمارهٔ 2894با چنین رفتن به منزل کی رسی
With such a gait, when will you reach the station? With such a habit, how will you gain the goal?
غزل شمارهٔ 2895چارهای کو بهتر از دیوانگی
غزل شمارهٔ 2896قره العین منی ای جان بلی
غزل شمارهٔ 2897بوی باغ و گلستان آید همی
غزل شمارهٔ 2898هر دم ای دل سوی جانان میروی
غزل شمارهٔ 2899بار دیگر عزم رفتن کردهای
Once more you have resolved to go, once more you have made your heart like iron.
غزل شمارهٔ 2900بوی مشکی در جهان افکندهای
غزل شمارهٔ 2901فارغم گر گشت دل آوارهای
غزل شمارهٔ 2902ای درآورده جهانی را ز پای
O, you who have shaken a whole world, the voice of the reed, the voice of the reed, the voice of the reed.

