غزل شمارهٔ 2873

شاعر: رومی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ری

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 14

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
رو رو ای جان سبک خیز غریب سفری
1
رو رو ای جان سبک خیز غریب سفری
سوی دریای معانی که گرامی گهری

Go, nimble-rising soul go on a strange journey to the sea of meanings, for you are a precious pearl.

2
برگذشتی ز بسی منزل اگر یادت هست
مکن استیزه کز این مصطبه هم برگذری

If you remember, you have passed through water and clay; do not be vexed that you are passing from this terrace too.

3
پر فروشوی از این آب و گل و باش سبک
پی یاران پریده چه کنی که نپری

Wash your wings of this water and clay, and become light and nimble; what are you doing not to fly in the wake of your friends who have flown?

4
هین سبو بشکن و در جوی رو ای آب حیات
پیش هر کوزه شکن چند کنی کاسه گری

Ho, break the pitcher and enter the river, O water of life; before every pitcher-breaker how long will you be the potter?

5
زین سر کوه چو سیلاب سوی دریا رو
که از این کوه نیاید تن کس را کمری

From this mountaintop go like a torrent towards the sea, for this mountain to no one’s body offers an abiding-place.

6
بس کن از شمس مبر نه به غروب و نه شروق
که از او گه چو هلالی و گهی چون قمری

Enough, cut not away from the Sun either to East or West, for through him you are now a crescent, now as a moon at the full.

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

رفت سرما و صبا می دهد از گل خبری

پس ازین ما و لب جوی و رخ سیم بری

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1991

نه بشر خوانمت ای دوست نه حور و نه پری

این همه بر تو حجاب است تو چیز دگری

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 487

خواستم تا زُحَلی گویم و منحوس تو را

باز گویم نه، که صد بار از او نحس‌تری

سعدیخبیثات و مجالس الهزلخبیثاتشمارهٔ 45

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگری

خاک بازار نیرزم که بر او می‌گذری

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 545

خواستم تا زحلی گویمت از روی قیاس

بازگویم نه که صدباره ازو نحس‌تری

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 201

دامن جامه که در خار مغیلان بگرفت

گر تو خواهی که به تندی برهانی بدری

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 202

برهٔ بریان هر جا که بود چاکر تست

طبق حلوا داماد و تو او را خسری

سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 181

شیفته کرد مرا هندوکی همچو پری

آنچنان کز دل عقل شدم جمله بری

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 182 - در مدح خواجه عمید ابراهیم بی علی بن ابراهیم مستوفی

که برد از من بی‌دل بر جانان خبری؟

یا که آرد ز نسیم سر کویش اثری؟

عراقیدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 24 - در مدح شیخ حمیدالدین

به دغل کی بگزیند دل یارم یاری

کی فریبد شه طرار مرا طراری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2871

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور