شمارهٔ 202

شاعر: سعدی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ری

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 14

صنف: قطعه

صداکار: فاطمه زندی
Toggle stanza 1
دامن جامه که در خار مغیلان بگرفت
1
دامن جامه که در خار مغیلان بگرفت
گر تو خواهی که به تندی برهانی بدری
2
یار مغلوب که در چنگ بداندیش افتاد
یاری آنست که نرمی کنی و لابه‌گری
3
ور به سختی و درشتی پی او خوای بود
تو از ان دشمن خونخواره ستمکارتری
4
کو هنوز از تن مسکین سر مویی نازرد
تو به نادانی تعجیل سرش را ببری

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

رفت سرما و صبا می دهد از گل خبری

پس ازین ما و لب جوی و رخ سیم بری

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1991

نه بشر خوانمت ای دوست نه حور و نه پری

این همه بر تو حجاب است تو چیز دگری

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 487

به دغل کی بگزیند دل یارم یاری

کی فریبد شه طرار مرا طراری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2871

مرغ اندیشه که اندر همه دل‌ها بپری

به خدا کز دل و از دلبر ما بی‌اثری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2872

رو رو ای جان سبک خیز غریب سفری

سوی دریای معانی که گرامی گهری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2873

سحری کرد ندایی عجب آن رشک پری

که گریزید ز خود در چمن بی‌خبری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2874

نی تو شکلی دگری سنگ نباشی تو زری

سنگ هم بوی برد نیز که زیباگهری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2875

هر کی از نیستی آید به سوی او خبری

اندر او از بشریت بنماید اثری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2891

برهٔ بریان هر جا که بود چاکر تست

طبق حلوا داماد و تو او را خسری

سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 181

شیفته کرد مرا هندوکی همچو پری

آنچنان کز دل عقل شدم جمله بری

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 182 - در مدح خواجه عمید ابراهیم بی علی بن ابراهیم مستوفی

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور