Toggle stanza 1
تیغ را گر تو چو خورشید دمی رنده زنی
1
تیغ را گر تو چو خورشید دمی رنده زنی
بر سر و سبلت این خنده زنان خنده زنی
2
ژنده پوشیدی و جامه ملکی برکندی
پاره پاره دل ما را تو بر آن ژنده زنی
3
هر کی بندی است از این آب و از این گل برهد
گر تو یک بند از آن طره بر این بنده زنی
4
ساقیا عقل کجا ماند یا شرم و ادب
زان می لعل چو بر مردم شرمنده زنی
5
ماه فربه شود آن سان که نگنجد در چرخ
گر تو تابی ز رخت بر مه تابنده زنی
6
ماه می‌گوید با زهره که گر مست شوی
ز آنچ من مست شدم ضرب پراکنده زنی
7
ماه تا ماهی از این ساقی جان سرمستند
نقد بستان تو چرا لاف ز آینده زنی
8
خیز کامروز همایون و خوش و فرخنده‌ست
خاصه که چشم بر آن چهره فرخنده زنی
9
سر باز از کله و پاش از این کنده غمی است
برهد پاش اگر تیشه بر این کنده زنی
10
هله ای باز کله بازده و پر بگشا
وقت آن شد که بر آن دولت پاینده زنی
11
همچو منصور تو بر دار کن این ناطقه را
چو زنان چند بر این پنبه و پاغنده زنی

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور