غزل شمارهٔ 2856

شاعر: رومی

وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

صداکاران: فاطمه زندی، عندلیب
Toggle stanza 1
صنما چگونه گویم که تو نور جان مایی
1
صنما چگونه گویم که تو نور جان مایی
که چه طاقت است جان را چو تو نور خود نمایی
2
تو چنان همایی ای جان که به زیر سایه تو
به کف آورند زاغان همه خلعت همایی
3
کرم تو عذرخواه همه مجرمان عالم
تو امان هر بلایی تو گشاد بندهایی
4
توی گوهری که محو است دو هزار بحر در تو
توی بحر بی‌کرانه ز صفات کبریایی
5
به وصال می‌بنالم که چه بی‌وفا قرینی
به فراق می‌بزارم که چه یار باوفایی
6
به گه وصال آن مه چه بود خدای داند
که گه فراق باری طرب است و جان فزایی
7
دل اگر جنون آرد خردش تویی که رفتی
رخ توست عذرخواهش به گهی که رخ گشایی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

به نمو سری ندارد گل باغ‌ کبریایی

ندمیده‌ای به رنگی که بگویمت‌ کجایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2801

خبرت خراب‌تر کرد جراحت جدایی

چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 505

پسرا، ره قلندر سزد ار به من نمایی

که دراز و دور دیدم ره زهد و پارسایی

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 290

ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی

چه کنم؟ که هست اینها گل خیر آشنایی

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 295

هله عاشقان بشارت که نماند این جدایی

برسد وصال دولت بکند خدا خدایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2837

بکشید یار گوشم که تو امشب آن مایی

صنما بلی ولیکن تو نشان بده کجایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2839

منگر به هر گدایی که تو خاص از آن مایی

مفروش خویش ارزان که تو بس گران بهایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2840

تو ز عشق خود نپرسی که چه خوب و دلربایی

دو جهان به هم برآید چو جمال خود نمایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2853

برسید لک لک جان که بهار شد کجایی

بشکفت جمله عالم گل و برگ جان فزایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2854

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور