غزل شمارهٔ 290

شاعر: عراقی

وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

Toggle stanza 1
پسرا، ره قلندر سزد ار به من نمایی
1

پسرا، ره قلندر سزد ار به من نمایی

که دراز و دور دیدم ره زهد و پارسایی

2

پسرا، می مغانه دهی ار حریف مایی

که نماند بیش ما را سر زهد و پارسایی

3

قدحی می مغانه به من آر، تا بنوشم

که دگر نماند ما را سر توبهٔ ریایی

4

می صاف اگر نباشد، به من آر درد تیره

که ز درد تیره یابد دل و دیده روشنایی

5

کم خانقه گرفتم، سر مصلحی ندارم

قدح شراب پر کن، به من آر، چند پایی؟

6

نه ره و نه رسم دارم، نه دل و نه دین، نه دنیی

منم و حریف و کنجی و نوای بی‌نوایی

7

نیم اهل زهد و توبه به من آر ساغر می

که به صدق توبه کردم ز عبادت ریایی

8

تو مرا شراب در ده، که ز زهد توبه کردم

ز صلاح چون ندیدم جز لاف و خودنمایی

9

ز غم زمانه ما را برهان ز می زمانی

که نیافت جز به می کس ز غم زمان رهایی

10

چو ز باده مست گشتم، چه کلیسیا، چه کعبه؟

چو به ترک خود بگفتم، چه وصال و چه جدایی؟

11

به قمارخانه رفتم همه پاکباز دیدم

چو به صومعه رسیدم همه یافتم دغایی

12

چو شکست توبهٔ من، مشکن تو عهد، باری

به من شکسته دل گو که: چگونه‌ای؟ کجایی؟

13

به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند

که برون در چه کردی، که درون خانه آیی؟

14

در دیر می‌زدم من، ز درون صدا بر آمد

که: درآی، ای عراقی، که تو خود حریف مایی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

به نمو سری ندارد گل باغ‌ کبریایی

ندمیده‌ای به رنگی که بگویمت‌ کجایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2801

هله عاشقان بشارت که نماند این جدایی

برسد وصال دولت بکند خدا خدایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2837

بکشید یار گوشم که تو امشب آن مایی

صنما بلی ولیکن تو نشان بده کجایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2839

منگر به هر گدایی که تو خاص از آن مایی

مفروش خویش ارزان که تو بس گران بهایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2840

تو ز عشق خود نپرسی که چه خوب و دلربایی

دو جهان به هم برآید چو جمال خود نمایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2853

برسید لک لک جان که بهار شد کجایی

بشکفت جمله عالم گل و برگ جان فزایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2854

صنما چگونه گویم که تو نور جان مایی

که چه طاقت است جان را چو تو نور خود نمایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2856

خبرت خراب‌تر کرد جراحت جدایی

چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 505

ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی

چه کنم؟ که هست اینها گل خیر آشنایی

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 295

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور